از سخنان ابن معتز: وعده دنیا به خلاف می انجامد و هستی اش به نیستی می کشد. چه بسیار خوابیده در سایه خویش را بیدار کرده است و به آنان که به امید داشته اند، خیانت ورزیده است . تا علمش منقطع شده است و به کار خویش پرداخته . نیش پشه مرگ ، رگ زندگی او را بریده است و نیروی حرکت را از وی گرفته . و رنج ها، چهره او را زرد کرده و تازگی جمالش را از میان برده اند. و همچون خطی از خاکستر در زیر سنگ ها و خاک ها در آمده . دوستان او را به خاک سپردند و در خانه ای نهادند که با کلنگ ساخته و با سنگ های تیره پوشیده شده . او همانست که همواره درمانده آرزوی خویش بود، تا در کام مرگ مستقر شد و روزگاران ، یاد او را محو کرد. و چشم ها به نیستی اش خو گرفتند.
کشکول شیخ بهایی