از کتاب ((احیای علوم دین )) کتاب نکوهش غرور:
دهمین مهلکات ، غرورست . و گروه دیگر، غرورشان در ((فقه )) بزرگست و گمان کرده اند، که آنان ، میان خدا و بندگانش حکم اند. از این رو، در رفع حقوق مردم به حیله دست زده اند و این نوع ، برای همه آنان ، مگر زیرکانشان ، عمومیت دارد. و اینک ! به نمونه هایی از آن ، اشاره می کنیم : مثلا: گویند هنگامی که زن ، مهریه خویش را به شوهر بخشید، شوهرش در برابر خدا نیز بری ء است . که این مورد، کلا خطاست . زیرا، ممکن است شوهر، با بدرفتاری خود، کارها را بر زن تنگ گیرد و زن ، به ناچار، طلب رهایی کند و مهر خویش ببخشد تا رها شود. و این ، برائت به طیب خاطر نیست

. در صورتی که خداوند فرموده است : ((و فان طبن لکم عن شی ء منه نفسا)) و طیب خاطر، آنست که شخص به دلخواه خود و نه به ضرورت و اکراه ، چیزی را ببخشد. و گرنه ، به حقیقت ، مصادره ای بیش نخواهد بود. زیرا، زن میان دو ضرر مردد است . و آن را که سبک تر است ، بر می گزیند. آری ! قاضی دنیوی از دلها آگاه نیست . و اکراه باطنی که مردم بر آن آگاه نشوند، اکراه به حساب نمی آید. اما، آنگاه که بزرگترین قاضی در عرصه قیامت به داوری پردازد، حکم قاضی این جهانی ، نه پاداش داده می شود و نه موجب برائت شوهر خواهد بود. و همچنین مالی که از کسی گرفته شود، حلال نخواهد بود، مگر به طیب خاطر. از این رو، اگر کسی در حضور دیگران ، از کسی مالی بخواهد و آن که از او خواسته شده است ، در حضور دیگران شرم کند که ندهد. اما از سرزنش مردم بترسد، و دادن مال نیز او را بیمناک کند و میان این دو مردد است . و سرانجام ، تسلیم مال را انتخاب کند، و آن ، رنج سبکتریست . و بدهد. میان این حالت و مصادره نیز تفاوتی نیست . زیرا، که معنی مصادره ، آنست که بدن را با زدن به درد آورند که آن درد، بر درد درونی ، که دادن مالست ، فزونی گیرد، و رنج کمتر را برگزیند. و کسی را در موضع شرمساری قرار دادن ، و از او خواستن ، زدن دلست به تازیانه . و در نزد خدا، میان زدن ظاهری و زدن باطنی ، فرقی نیست . زیرا، باطن ، نیز در نزد او، ظاهر است .
همچنین ، اگر کسی ، مالی را به کسی بدهد، تا از شر زبان او رها شود، یا از سرزنش خلاصی یابد، آن مال حرام است . و همین طور است هر مالی که به این صورت گرفته شود. و از این قبیل است ، مالی که مرد در پایان سال ، به همسرش ببخشد، تا زکات ساقط شود.
فقیه می گوید: زکات ساقط شد. اگر منظور آن باشد، که مطالبه حکومت یا ماءمور از او ساقط شود، راست است . اما اگر بخواهد با آن کار، از مسؤ ولیت رستاخیز مبرا شود، و همانند کسی شود، که مالی نداشته است یا به حسب احتیاج ، چیزی را فروخته است ، نسبت به فقیه دین و مفهوم زکات جاهل بوده است . اگر راز زکوه ، پاک کردن مالست از آلایش بخل – که بخل ، مهلک است – پیامبر (ص ) فرمود: سه چیز مهلک است : بخلی که پیروی بشود و پیروی از هوی و خودپسندی . و همانا که با این کار، از بخل پیروی شده و پیش از آن ، پیروی نمی شده و به وسیله چیزی هلاک می شود، که گمان داشته است که صلاح او در آنست . پایان
کشکول شیخ بهایی