خادم حضرت رضا عليه‏السلام گويد: مردی از زنادقه خدمت امام آمد وقتی كه جمعی حضورش بودند امام عليه‏السلام فرمود: به من بگو اگر قول حق گفته شما باشد با اينكه چنان نيست مگر نه اين است كه ما و شما همانند و برابريم، آنچه نماز گزارديم و روزه گرفتيم و زكواة داديم و ايمان آورديم كه به ما زيانی نداد، آن مرد خاموش بود، سپس امام عليه‏السلام فرمود: و اگر قول حق گفته ما باشد. با آنكه گفته ماست مگر نه اين است كه شما هلاك شديد و ما نجات يافتيم، گفت خدايت رحمت كند، به من بفهمان كه خدا چگونه و در كجاست، فرمود: وای بر تو ای راه كه رفته‏ ای غلط است، او مكان را مكان قرار داد بدون اينكه برای او مكانی باشد و چگونگی را چگونگی قرار داد بدون اينكه برای خود او چگونگی باشد ( آن زمان كه خدا بود هيچ چيز ديگر نبود كلمه آن زمان هم از باب ضيق تعبير و تنگی قافيه است نه جسمی بود و نه روحی نه مكانی نه كمی و كيفی و نه زمينی و نه آسمانی خودش بود و خودش و سپس به تدريج همه چيز را آفريد و او هم كه جسم و ماهيت نيست تا در مكانی باشد و مركب نيست تا چگونگی داشته باشد) پس خدا به چگونگی و مكان گرفتن شناخته نشود و به هيچ حسی درك نشود و با چيزی سنجيده نگردد.
آن مرد گفت: هر صورتی كه او به هيچ حسی ادراك نشود پس چيزی نيست، امام عليه‏السلام فرمود، وای بر تو كه چون حواست از ادراك او عاجز گشت منكر ربوبيتش شدی ولی ما چون حواسمان از اداركش عاجز گشت يقين كرديم او پروردگار ماست كه بر خلاف همه چيزهاست (ما دانستيم كه تنها جسم و ماده است كه به حس درك شود و آنچه كه به حس درك شود ممنوع و حادث و محتاج است و خالق و صانع اشياء محالست كه مصنوع و حادث باشد ولی تو چون به اين حقيقت پی نبردی در نقطه مقابل ما ايستادی).
آن مرد گفت: به من بگو خدا از چه زمانی بوده است، اما فرمود: تو به من بگو چه زمانی بوده كه او نبوده تا بگويم از چه زمانی بوده است. آنمرد گفت: دليل بر وجود او چيست امام فرمود: من چون تن خود را نگريستم كه نتوانم در طول و عرض آن زياد و كم كنم و زيان و بدی‏هارا از او دور و خوبيها را به او برسانم يقين كردم اين ساختمان رإ سازنده‏ ای است و به وجودش اعتراف كردم علاوه بر اين كه می‏بينيم گردش فلك به قدرت اوست و پيدايش ابر و گردش بادها و جريان خورشيد و ماه و ستارگان و نشانه‏ های شگرفت و آشكار ديگر را كه ديدم دانستم كه اين دستگاه را مهندس و مخترعی است
اصول کافی جلد 1 باب حادث بودن جهان و اثبات پدید آورنده آن روایت 3
___________________
زندیق = ص (ز.د)معرف زندیک
کسی که در باطن کافر باشد و تظاهر به ایمان کند؛ ملحد؛ مرتد؛ کافر؛ بی‌دین.
۲. هریک از اصحاب عبدالله‌بن ‌سبا و از غلاة شیعه که معتقد به خدایی علی‌بن‌ ابی‌طالب بوده‌اند و آن حضرت پس از اتمام حجت حکم به قتل آن‌ها داد.