از سخنان غزالی در تفاوت اميد و آرزو: امید اصل و پايه دارد و آرزو، اصل و پايه ای ندارد. مثلا كسی كه بكارد و بكوشد و خرمن كند، سپس بگويد اميدوارم كه محصول من ، از هر قفيز، فلان مقدار باشد. اين ، اميد است . و ديگری ، نه بكارد و نه روزی كار كند. می رود و می خوابد و سالی به غفلت می گذراند، و چون وقت خرمن رسيد، گويد اميدوارم كه محصول من يكصد قفيز باشد. بايد گفت : اين از كجا؟ و اين ، آرزوست كه اصل و پايه ای ندارد.
نظير اين است كه بنده ای ، در عبادت خدا بكوشد و دست از گناه بردارد، آنگاه بگويد: اميدوارم كه خداوند، اين اندك از من بپذيرد. و ناتمام مرا كامل سازد و به ثواب برساند. اين نيز اميد است . اما، اگر غفلت كند و ترك طاعت كند و گناه بورزد و نسبت به خشم خدا و رضايت و وعد و وعيد او بی اعتنا باشد، و آنگاه بگويد: از خدا اميد بهشت و رستن از دوزخ دارم . اين نيز آرزوست كه هيچ بهره ای ندارد و آن را خوش بينی جاهلانه ناميم .
کشکول شیخ بهایی

__________________________
قفیز واحد اندازه گیری که در نواحی مختلف مقدار ان متفاوت است تقریبا معادل 1500متر