حکمت 70
روانشناسى جاهل
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: نادان را يا تندرو يا کند رو مى‏بينى.
حکمت 71
نشانه کمال عقل
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: چون عقل کامل گردد، سخن اندک شود.
حکمت 72
رابطه دنيا و انسان
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: دنيا بدن‏ها را فرسوده، و آرزوها را تازه مى‏کند، مرگ را نزديک و خواسته‏ها را دور و دراز مى‏سازد، کسى که به آن دست يافت خسته مى‏شود، و آن که به دنيا نرسيد رنج مى‏برد.
حکمت 73
ضرورت خودسازى رهبران و مديران
(اخلاقى، تربيتى، مديريّتى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که خود را رهبر مردم قرار داد، بايد پيش از آن که به تعليم ديگران پردازد، خود را بسازد، و پيش از آن که به گفتار تربيت کند، با کردار تعليم دهد، زيرا آن کس که خود را تعليم دهد و ادب کند سزاوارتر به تعظيم است از آن که ديگرى را تعليم دهد و ادب بياموزد.

حکمت 74
ضرورت ياد مرگ
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: انسان با نفسى که مى‏کشد، قدمى به سوى مرگ مى‏رود.
حکمت 75
توجّه به فنا پذيرى دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: هر چيز که شمردنى است پايان مى‏پذيرد، و هر چه را که انتظار مى‏کشيدى، خواهد رسيد.
حکمت 76
روش تحليل رويدادها (روش تجربى)
(اخلاقى، علمى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: حوادث اگر همانند يکديگر بودند، آخرين را با آغازين مقايسه و ارزيابى مى‏کنند.«»
حکمت 77
دنيا شناسى (امام و ترک دنياى حرام
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: (ضرار بن ضمره«» ضبايى از ياران امام به شام رفت بر معاويه وارد شد. معاويه از او خواست از حالات امام بگويد، گفت على عليه السّلام را در حالى ديدم که شب، پرده‏هاى خود را افکنده بود، و او در محراب ايستاده، محاسن را به دست گرفته، چون مار گزيده به خود مى‏پيچيد، و محزون مى‏گريست و مى‏گفت) اى دنيا اى دنياى حرام از من دور شو، آيا براى من خودنمايى مى‏کنى يا شيفته من شده‏اى تا روزى در دل من جاى گيرى هرگز مبادا غير مرا بفريب، که مرا در تو هيچ نيازى نيست، تو را سه طلاقه کرده‏ام، تا باز گشتى نباشد، دوران زندگانى تو کوتاه، ارزش تو اندک، و آرزوى تو پست است. آه از توشه اندک، و درازى راه، و دورى منزل، و عظمت روز قيامت
حکمت 78
شناخت جايگاه جبر و اختيار
(اعتقادى)

و در جواب مردى شامى فرمود: (مرد شامى پرسيد آيا رفتن ما به شام، به قضا و قدر الهى است امام با کلمات طولانى پاسخ او را داد که برخى از آن را برگزيديم) واى بر تو شايد قضاء لازم، و قدر حتمى را گمان کرده‏اى اگر چنين بود، پاداش و کيفر، بشارت و تهديد الهى، بيهوده بود خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالى که اختيار دارند، و نهى فرمود تا بترسند، احکام آسانى را واجب کرد، و چيز دشوارى را تکليف نفرمود، و پاداش اعمال اندک را فراوان قرار داد، با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اکراه و اجبار اطاعت نمى‏شود، و پيامبران را به شوخى نفرستاد، و فرو فرستادن کتب آسمانى براى بندگان بيهوده نبود،«» و آسمان و زمين و آنچه را در ميانشان است بى‏هدف نيافريد. اين پندار کسانى است که کافر شدند و واى از آتشى که بر کافران است.
حکمت 79
ارزش حکمت و بى‏لياقتى منافق
(علمى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: حکمت را هر کجا که باشد، فراگير، گاهى حکمت در سينه منافق است و بى‏تابى کند تا بيرون آمده و با همدمانش در سينه مؤمن آرام گيرد.
حکمت 80
مؤمن و ارزش حکمت
(علمى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: حکمت گمشده مؤمن است، حکمت را فراگير هر چند از منافقان باشد.
حکمت 81
ميزان ارزش انسان‏ها (ارزش تخصّص و تجربه)
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: ارزش هر کس به مقدار دانايى و تخصّص اوست.
(اين از کلماتى است که قيمتى براى آن تصوّر نمى‏شود، و هيچ حکمتى هم سنگ آن نبوده و هيچ سخنى، والايى آن را ندارد)«»
حکمت 82
ارزش‏هاى والاى انسانى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: شما را به پنج چيز سفارش مى‏کنم که اگر براى آنها شتران را پر شتاب برانيد و رنج سفر را تحمّل کنيد سزاوار است: کسى از شما جز به پروردگار خود اميدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد، و اگر از يکى سؤال کردند و نمى‏داند، شرم نکند و بگويد نمى‏دانم، و کسى در آموختن آنچه نمى‏داند شرم نکند، و بر شما باد به شکيبايى، که شکيبايى، ايمان را چون سر است بر بدن و ايمان بدون شکيبايى چونان بدن بى‏سر، ارزشى ندارد.
حکمت 83
روش برخورد با چاپلوسان
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: (به شخصى که در ستايش امام افراط کرد، و آنچه در دل داشت نگفت) من کمتر از آنم که بر زبان آوردى، و برتر از آنم که در دل دارى.

حکمت 84
مردم پس از جنگها
(سياسى، نظامى) و درود خدا بر او، فرمود: باقى ماندگان شمشير و جنگ، شماره شان با دوام‏تر، و فرزندانشان بيشتر است.
حکمت 85
پرهيز از ادّعاهاى علمى
(علمى، اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که از گفتن «نمى‏دانم» روى گردان است، به هلاکت و نابودى مى‏رسد.
حکمت 86
برترى تجربه پيرامون از قدرتمندى جوانان
(اخلاقى، تجربى) و درود خدا بر او، فرمود: انديشه پير در نزد من از تلاش جوان خوشايندتر است. (و نقل شده که تجربه پيران از آمادگى رزمى جوانان برتر است)
حکمت 87
ارزش استغفار (طلب بخشش از خدا)
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: در شگفتم از کسى که مى‏تواند استغفار کند و نااميد است.
حکمت 88
دو عامل ايمنى مسلمين
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: (امام باقر عليه السّلام از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نقل فرمود) دو چيز در زمين مايه امان از عذاب خدا بود: يکى از آن دو برداشته شد، پس ديگرى را دريابيد و بدان چنگ زنيد، امّا امانى که برداشته شد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود، و أمان باقى مانده، استغفار کردن است، که خداى بزرگ به رسول خدا فرمود: «خدا آنان را عذاب نمى‏کند در حالى که تو در ميان آنانى، و عذابشان نمى‏کند تا آن هنگام که استغفار مى‏کنند»
(اين روش استخراج نيکوترين لطايف معنى، و ظرافت سخن از آيات قرآن است).
حکمت 89
راه اصلاح دنيا و آخرت
(اخلاقى، تربيتى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که ميان خود و خدا اصلاح کند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد کرد، و کسى که امور آخرت را اصلاح کند، خدا امور دنياى او را اصلاح خواهد کرد، و کسى که از درون جان واعظى دارد، خدا را بر او حافظى است.
حکمت 90
شناخت عالم آگاه
(علمى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: فقيه کامل کسى است که مردم را از آمرزش خدا مأيوس، و از مهربانى او نوميد نکند، و از عذاب ناگهانى خدا ايمن نسازد.
حکمت 91
راه درمان روان (روانکاوى، روانشناسى بالينى)
(علمى، اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: همانا اين دل‏ها همانند بدن‏ها افسرده مى‏شوند، پس براى شادابى دلها، سخنان زيباى حکمت آميز را بجوييد.«»
حکمت 92
والاترين دانش
(علمى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: بى‏ارزش‏ترين دانش، دانشى است که بر سر زبان است، و برترين علم، علمى است که در اعضا و جوارح آشکار است.
حکمت 93
فلسفه آزمايشها
(اخلاقى، اجتماعى)

و درود خدا بر او، فرمود: فردى از شما نگويد: خدايا از فتنه به تو پناه مى‏برم، زيرا کسى نيست که در فتنه‏اى نباشد، لکن آن که مى‏خواهد به خدا پناه برد، از آزمايش‏هاى گمراه کننده پناه ببرد، همانا خداى سبحان مى‏فرمايد: «بدانيد که اموال و فرزندان شما فتنه شمايند» معنى اين آيه آن است که خدا انسان‏ها را با اموال و فرزندانشان مى‏آزمايد، تا آن کس که از روزى خود ناخشنود، و آن که خرسند است، شناخته شوند، گر چه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاه‏تر است، تا کردارى که استحقاق پاداش يا کيفر دارد آشکار نمايد، چه آن که بعضى مردم فرزند پسر را دوست دارند و فرزند دختر را نمى‏پسندند، و بعضى ديگر فراوانى اموال را دوست دارند و از کاهش سرمايه نگرانند.
حکمت 94
شناخت نيکى‏ها و خوبيها
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: (از امام پرسيدند «خير» چيست فرمود) خوبى آن نيست که مال و فرزندت بسيار شود، بلکه خير آن است که دانش تو فراوان، و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد، و در پرستش پروردگار در ميان مردم سر فراز باشى، پس اگر کار نيکى انجام دهى شکر خدا به جا آورى، و اگر بد کردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو کس خير نيست. يکى گناه کارى که با تو به جبران کند، و ديگر نيکوکارى که در کارهاى نيکو شتاب ورزد.
حکمت 95
تقوى و ارزش أعمال
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: هيچ کارى با تقوا اندک نيست، و چگونه اندک است آنچه که پذيرفته شود
حکمت 96
ارزش علم و بندگى
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: نزديک‏ترين مردم به پيامبران، داناترين آنان است، به آنچه که آورده‏اند. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «همانا نزديک‏ترين مردم به ابراهيم آنانند که پيرو او گرديدند، و مؤمنانى که به اين پيامبر خاتم پيوستند» (سپس فرمود) دوست محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم کسى است که خدا را اطاعت کند هر چند پيوند خويشاوندى او دور باشد، و دشمن محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم کسى است که خدا را نافرمانى کند، هر چند خويشاوند نزديک او باشد.
حکمت 97
ارزش يقين
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: (صداى مردى از حروراء«» را شنيد که نماز شب مى‏خواند و قرآن تلاوت مى‏کرد) خوابيدن همراه با يقين، برتر از نمازگزاردن با شک و ترديد است.
حکمت 98
ضرورت عمل کردن به روايات
(علمى، اجتماعى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: چون روايتى را شنيديد، آن را بفهميد عمل کنيد، نه بشنويد و نقل کنيد، زيرا راويان علم فراوان، و عمل کنندگان آن اندکند.

حکمت 99
تفسير الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا

(علمى، تفسيرى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: (شنيد که شخصى گفت الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا) اين سخن ما که مى‏گوييم «ما همه از آن خداييم» اقرارى است به بندگى، و اينکه مى‏گوييم «بازگشت ما به سوى او است» اعترافى است به نابودى خويش.
حکمت 100
روش مناجات کردن
(معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: (آنگاه که گروهى او را ستايش کردند فرمود:) بار خدايا تو مرا از خودم بهتر مى‏شناسى، و من خود را بيشتر از آنان مى‏شناسم، خدايا مرا از آنچه اينان مى‏پندارند، نيکوتر قرار ده، و آنچه را که نمى‏دانند بيامرز