بخش حکمت‏هاي شگفتي‏ آور از سخنان امير المؤمنين عليه السّلام
(در اين فصل برخي از سخنان برگزيده شگفتي آور امام را مي ‏آوريم که احتياج به تفسير و تحليل دارد).
1- روايتي از امام
اشاره به ظهور امام زمان عليه السّلام
چون آنگونه شود، پيشواي دين«» قيام کند، پس مسلمانان پيرامون او چونان ابر پاييزي گرد آيند.
(«يعسوب» يعني بزرگ مسلمانان، و «قزع» يعني ابرهاي پاييزي)
2- روايتي ديگر از امام
سخنوري
اين سخنران، زبردست ماهري است«».
(«شحشح» يعني مهارت دارد، به کسي که خوب حرف مي‏زند يا خوب راه مي‏رود گويند، ولي در موارد ديگر «شحشح» يعني فردي بخيل)
3- روايتي ديگر از امام
پرهيز از دشمني کردن
دشمني، رنج‏ها و سختي‏هايي هلاک کننده دارد.
(«قحم» يعني مهلکه‏ ها، زيرا دشمني آنان را به هلاکت مي‏رساند، و به معني سختي ‏ها نيز آمده که مي‏گويند «قحمة الاعراب»، يعني روزگار سختي و گرسنگي عرب‏ها به گونه‏اي که اموالشان تمام مي‏شود، و معني «تقحّم» همين است که مي‏گويند خشکسالي روستاييان را به سرزمين‏هاي سبز و آباد کشانده است).
4- روايتي ديگر از امام
سرپرستي زنان
چون زنان بالغ شوند، خويشاوندان پدري براي سرپرستي آنان سزاوارترند.
منظور از «نصّ» آخرين درجه هر چيز است، مانند «نصّ» در سير، که به معني آخرين مرحله توانايي مرکب است، هنگامي که مي‏گوييم، «نصصت الرّجل عن الآمر» آنقدر سؤال از کسي بشود که آنچه مي‏داند بيان کند، بنا بر اين «نصّ الحقاق» بمعني رسيدن به مرحله بلوغ است که پايان دوره کودکي است، اين جمله از فصيح‏ترين کنايات و شگفت آورترين آنها است، منظور امام اين است، هنگامي که زنان باين مرحله برسند «عصبه»: مردان خويشاوند پدري که محرم آنان هستند، مانند برادر، و عمو، به حمايت آنها سزاوارتر از مادرند، و هم چنين در انتخاب همسر براي آنها، و منظور از حقاق مخالفت و درگيري مادر، با عصبه، در مورد اين زن است، به طوري که هر کدام به ديگري مي‏گويد: من از تو احقّ هستم، گفته مي‏شود:

«حاققته حقاقا» بمعني رشد عقلي است، يعني به مرحله‏اي برسد که حقوق و احکام در باره او اجرا شود، اما آن کس که نصّ الحقائق نقل کرده منظورش از حقايق، جمع «حقيقت» است. اين بود معنايي که «ابو عبيد قاسم بن سلام»«» براي اين جمله کرده است، اما نظر من اين است که منظور از «نصّ الحقاق» اين است که زن به مرحله‏اي برسد که جائز باشد تزويج کند، و اختياردار حقوق خود شود، اين در حقيقت تشبيه به «حقاق» در شتر است چرا که «حقاق» جمع حقّه و «حق» است به معني شتري که سه سالش تمام و آماده بهره‏برداري است. «حقائق» نيز جمع حقّه است، بنا بر اين هر دو تعبير به يک معني باز مي‏گردد، هر چند معني دوم به روش عرب شبيه‏تر است.
5- روايتي ديگر از امام
تأثير ايمان در روح
ايمان نقطه‏اي نوراني در قلب پديد آورد که هر چه ايمان رشد کند آن نيز فزوني يابد.
(لمظة نقطه سياه يا سفيد است، مي‏گويند فرس المظ، يعني اسبي که در لب او نقطه سپيدي باشد)