سخن حکیمان

بدون نظر »

حكیمی به حال مرگ افتاد. برادرش به زاری می گریست . محتضر او را گفت : ای برادر! گریه مكن ! كه به زودی در مجلسی كه از من یاد شود، خندانی .
*********************
جالینوس گفت : منظور من از ((خوردن )) آن است كه زنده مانم و دیگران زنده اند، تا بخورند.
*********************
حكیمی ، مردی را دید كه دست می شست . او را گفت : آن را خوب بشوی ! كه شاخ ریحان صورت تست .
*********************
حكیمی گفت : اگر سه چیز نمی بود، آدمی سر به هیچ چیز فرود نمی آورد: بینوایی و بیماری و مرگ . یا اینهمه ، از جست و خیز و نخوت ، باز نمی ایستد.
*********************
حكیمی را گفتند: سفر كدام آدمی دورترست ؟ گفت : سفر آن كه در جستجوی برادری نیكوكارست
کشکول شیخ بهایی

سخن عارفان

بدون نظر »

عارفی را گفتند: چگونه ای ؟ گفت : يابم ، آن چه نخواهم و آن چه خواهم ، نيابم .
***********************************
از ديوان منسوب به امير المومنين (ع ):
شيرينی دنيا، زهرآگين است . هان ، شيرينی زهر آگين مخور! خواه در گشايش باش ! و خواه در سختی ، زمانه از اين هر دو گروه می برد. هر كاری چون به كمال رسد، زوال آن آغاز شود. در انتظار زوال باش ! آنگاه ، كه گفتند: كامل شد.
*******************************************
عارفی ، مراد خويش را گفت : مرا وصيتی فرا گير كن ! گفت : سفارش ‍ پروردگار را به همه پيشينيان و واپسينيان به تو گويم ، كه فرمود: ((ولقد وصيناالذين اوتوالكتاب من قبلكم و اياكم ان اتقو الله )) و بی ترديد كه پروردگار به صلاح بنده آگاه ترست و بخشايش و مهربانی او، به بنده بيش ‍ از ديگرانست . بنابراين ، اگر در دنيا، خصلتی برای بنده بهتر و جامع تر و گرانقدرتر از ((نيكی )) بود، سزاوار بود كه آن را ياد كند و بندگان را بدان سفارش كند. پس چون به ((نيكی )) اكتفا كرد، پيداست كه همه نصايح و راهنمايی ها و آگاهی ها و استقامت و خير، در آن ، جمعست .
***************************************************
عارفی گفت : دنيا را بهر سه چيز خواهند: بی نيازی و شرف و آسايش . اما، آن كه زهد ورزد، به عزت رسد، و آن كه قناعت پيشه كند، بی نياز شود و آن كه سعی خويش كم كند، استراحت يابد.
**********************************************************
از سخنان بزرگانست : بردباری تو بر فروتر از خود، عيب خواری ترا نزد زبردستان می پوشاند.
کشکول شیخ بهایی

سخن بزرگان

بدون نظر »

كسی به نزد یكی از عابدان رفت و او را گفت : در تنهایی ، دلتنگ نمی شوی ؟ و عابد گفت : اكنون كه تو آمدی ، تنها شدم
بزرگی گفته است : ناداری یی كه تو را از ستمكاری باز دارد، بهتر از بی نیازی یی است كه به گناهت وادارد.

سخنانی از زنون

بدون نظر »

در ((ملل و نحل )) در ذكر ((زنون )) بزرگ گوید: پیر گشته بود، او را گفتند: چگونه ای ؟ گفت : چنینم كه می بینی . ذره ذره می میرم . گفتندش : چون بمیری ، كه تو را به خاك سپارد؟ گفت : آن كه مردار من آزارش دهد. و او گفت : دنیا میخ فتنه است و نیز گفت : دنیا، گریزان از خویش را چو دریابد، مجروح سازد و خواهان خویش را چون دریابد، بكشد.
زنون را پرسیدند. مردم این روزگار را به چه می توان از حیوان باز شناخت ؟ گفت : در بیشی شرارت
کشکول شیخ بهایی

سخن بزرگان در مورد قناعت

بدون نظر »

حكيمی را گفتند: چيزی برتر از طلا ديدی ؟ گفت : بلى ! قناعت و ناظر به اين معنی است سخن حكيمی ديگر كه گفت : بى نيازی از چيزی ، بهتر از بى نيازی با آن چيزاست .
کشکول شیخ بهایی

پندی از قابوس وشمگیر

بدون نظر »

بر بازوبند قابوس و شمگير به خط او نوشته بود: اگر بيوفايی ، سرشت آدميان است ، پس ، به هر كس اعتماد داشتن عجز است و اگر مرگ به ناچار خواهد آمد، تكيه كردن به دنيا نادانی ست و اگر تقدير حتمی است ، پس ، دورانديشی بيهوده است .

سخن حکیمان

بدون نظر »

انوشيروان ، بزرگمهر را گفت : چه چيز برای انسان نيكوترست ؟ گفت : خردی كه با آن زندگی كند. گفت : اگر نبود؟ گفت : دوستانی كه او را به كارهای شايسته وا دارند. گفت : اگر نبود؟ گفت : مالی كه با آن ، محبت مردم را به خود جلب كند. گفت : اگر نبود؟ گفت : لالی يی كه با آن ، خاموشی گزيند. گفت : اگر نبود؟ گفت : مرگی كه زود او را ببرد.
*******************
حكيمی فرزند را گفت : ای پسركم ! بگذار! دينت برتر از عقلت باشد و كردارت برتر از گفتارت و ارزشت بيش از جامه ات .
**********************
حكيمی گفت : كارنامه اعمالتان را با بهترين كارها مجلد سازيد!
************************
ديگری گفته است : در اين روزها كه همچون پرندگان در پروازند، برای آخرت خويش كار كنيد!
کشکول شیخ بهاییی

سخن بزرگان در مورد سخن گفتن

بدون نظر »

بزرگی گفته است : رحمت خدا بر آن كس باد! كه كف دستش را بگشايد و فكش را ببندد
و بستی در اين مضمون گفته است :
سخن بگو! و آن چه مى توانی به حكمی بگو! زيرا، كلام تو جاندارست ، و سكوت تو جماد. و اگر سخن محكم نيافتی ؛ تا بيان كنی ، سكوت تو نشانه محكمی خرد توست .
کشکول شیخ بهایی

چند نکته کوتاه امثال وحکم

بدون نظر »

از سخنان عارف ربانی – خواجه عبدالله انصاری -: فرياد از معرفت رسمی ، و حكمت تجربتی و محبت عاريتی و عبادت عادتی !
صدف وار، بايد زبان در كشيدن
كه وقتی كه حاجت بود، در چكانی .

*********************
زنان دام های شيطان اند.
نظربازی زنای چشم است .
صدقه بر خويشان هم صدقه است و هم بخشش .
ايمان دو بخش دارد: نيمی شكر است و نيمی بردبارى .

حکمتی از بطلیموس

بدون نظر »

بطلميوس گفته است : خردمندى را سزاوار است كه چون انديشه اش در غير طاعت خدا به درازا انجامد، از پروردگار خويش شرم دارد. و
نيز گفت خدا (بنده را) به هنگام گشايش ، نعمت بخشش ارزانى دارد و در سختى ، نعمت آزمون و ثواب .