مجلس یزید 2

بدون نظر »

جمله ای از اهل تاریخ گفته اند كه در هنگامی كه خبر ورود اهل بیت علیهماالسّلام به یزید رسید آن ملعون در قصر جیرون و منظر آنجا بود و همین كه از دور نگاهش به سرهای مبارك بر سر نیزه ها افتاد از روی طَرَب و نشاط این دو بیت انشاد كرد:
شعر : لَما بَدَتْ تِلْكَ الْحُمُولُ وَ اَشْرَقَتْ

تِلْكَ الشُّمُوسُ عَلی رُبی جَیْرونِ

نَعَبَ الْغُرابُ قُلْتُ صِحْ اَوْ لاتَصِحْ

فَلَقَدْ قَضَیْتُ مِنَ الْغَریمِ دُیُونی

مراد آن ملحد اظهار كفر و زندقه و كیفر خواستن از رسول اكرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم بوده یعنی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم پدران و عشیره مرا در جنگ بدر كشت من خونخواهی از اولاد او نمودم ، چنانچه صریحاً این مطلب كفر آمیز را در اشعاری كه بر اشعار ابن زبعری افزود در مجلس ورود اهل بیت علیهماالسّلام خوانده :
شعر : قَدْ قَتَلْنا الْقَوْمَ مِن ساداتِهِمْ

وَعَدَلْنَا قَتْلَ بَدْرٍ فَاعْتَدَلَ

(الی آخره )
ادامه نوشتار »

مجلس یزید 1

بدون نظر »

يزيد ملعون چون از ورود اهل بيت طاهره عليهماالسّلام به شام آگهي يافت مجلس آراست و به زينت تمام بر تخت خويش نشست و ملاعين اهل شام را حاضر كرد، از آن سوي اهل بيت رسول صلي اللّه عليه و آله و سلّم را به سرهاي شهداء عليهماالسّلام در باب دارالا ماره حاضر كردند در طلب رخصت بازايستادند. نخستين ، زَحْر بن قيس – كه ماءمور بردن سر حضرت حسين عليه السّلام بود – رخصت حاصل كرده بر يزيد داخل شد، يزيد از او پرسيد كه واي بر تو خبر چيست ؟
گفت : يا امير المؤ منين بشارت باد ترا كه خدايت فتح و نصرت داد همانا حسين بن علي عليهماالسّلام با هيجده تن از اهل بيت خود و شصت نفر از شيعيان خود بر ما وارد شدند ما بر او عرضه كرديم كه جانب صلح و صلاح را فرو نگذارد و سر به فرمان عبيداللّه بن زياد فرود آورد و اگر نه مهيّاي قتال شود ايشان طاعت عبيداللّه بن زياد را قبول نكردند و جانب قتال را اختيار نمودند. پس بامدادان كه آفتاب طلوع كرد با لشكر بر ايشان بيرون شديم و از هر ناحيه و جانب ايشان را احاطه كرديم و حمله گران افكنديم و با شمشير تاخته بر ايشان بتاختيم و سرهاي ايشان را موضع آن شمشيرها ساختيم ، آن جماعت را هول و هرب پراكنده ساخت چنانكه به هر پستي و بلندي پناهنده گشتند بدانسان كه كبوتر از باز هراسنده گردد، پس سوگند به خدا يا امير المؤ منين به اندك زماني كه ناقه را نحر كنند يا چشم خوابيده به خواب آشنا گردد تمام آن ها را با تيغ درگذرانيد و اوّل تا آخر ايشان را مقتول و مذبوح ساختيم . اينك جسدهاي ايشان در آن بيابان برهنه و عريان افتاده با بدنهاي خون آلوده و صورتهاي بر خاك نهاده همي خورشيد بر ايشان مي تابد، و باد، خاك و غبار برايشان مي انگيزاند و آن بدنها را عقابها و مرغان هوا همي زيارت كنند در بيابان دور.
ادامه نوشتار »

ورود اهلبیت علیهما السلام به شام

بدون نظر »

شيخ جليل و عالم خبير حسن بن علي طبري كه معاصر علامه و محقق است در كتاب (كامل بهائي ) كه زياده از ششصد و شصت سال است كه تصنيف شده در باب ورود اهل بيت امام حسين عليه السّلام به شام گفته كه اهل بيت را از كوفه به شام دِه به دِه سير مي دادند تا به چهار فرسخي از دمشق رسيدند به هر ده از آنجا تا به شهر نثار بر ايشان مي كردند. و بر هر در شهر سه روز ايشان را باز گرفتند تا به شهر بيارايند و هر حلي و زيوري و زينتي كه در آن بود به آئينها بستند به صفتي كه كسي چنان نديده بود. قريب پانصد هزار مرد و زن با دفها و اميران ايشان باطبلها و كوسها و بوقها و دُهُلها بيرون آمدند و چند هزار مردان و جوانان و زنان رقص كنان با دف و چنگ و رباب زنان استقبال كردند، جمله اهل ولايت دست و پاي خضاب كرده و سُرمه در چشم كشيده روز چهار شنبه شانزدهم ربيع الاول به شهر رفتند از كثرت خلق ، گويي كه رستخيز بود چون آفتاب بر آمد ملاعين سرها را به شهر در آوردند از كثرت خلق به وقت زوال به در خانه يزيد لعين رسيدند.
يزيد تخت مرصّع نهاده بود خانه و ايوان آراسته بود و كرسيهاي زرّين و سيمين راست و چپ نهاد حُجّاب بيرون آمدند و اكابر ملاعين را كه با سرها بودند به پيش يزيد بردند و احوال بپرسيد، ملاعين گفتند: به دولت امير دمار از خاندان ابوتراب درآورديم .و حالها باز گفتند و سرهاي اولاد رسول عليهماالسّلام را آنجا بداشتند و در اين شصت و شش روز كه ايشان در دست كافران بودند هيچ بشري بر ايشان سلام كردن نتوانست
منتهي الامال

روایت امام سجاد (ع) ومرد شامی

بدون نظر »

پس آن كافران حرم و اولاد سیّد پیغمبران را در مسجد جامع دمشق كه جای اسیران بود بازداشتند، و مرد پیری از اهل شام به نزد ایشان آمد و گفت : الحمدللّه كه خدا شما را كشت و شهر ما را از مردان شما راحت داد و یزید را بر شما مسلّط گردانید. چون سخن خود را تمام كرد جناب امام زین العابدین علیه السّلام فرمود كه ای شیخ ! آیا قرآن خوانده ای ؟ گفت : بلی ، فرمود: كه این آیه را خوانده ای :
(قُلْ لا اَسْئَلُكُم عَلَیْهِ اَجْرا إ لا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی )(1).
گفت : بلی ، آن جناب فرمود: آنها مائیم كه حقّ تعالی مودّت ما را مُزد رسالت گردانیده است ، باز فرمود كه این آیه را خوانده ای ؟ (وَاتَ ذَاالْقُربی حَقَّهُ).(2)

گفت : بلی ، فرمود كه مائیم آن ها كه حقّ تعالی پیغمبر خود را امر كرده است كه حق ما را به ما عطا كند، آیا این آیه را خوانده ای ؟
(وَاعْلَمُوا اَنَّما غَنِمْتُم مِنْ شَیٍ فَاِنَّ للّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی )(3).
گفت : بلی ، حضرت فرمود كه مائیم ذوی القربی كه اَقربَ و قُرَبای آن حضرتیم . آیا خوانده ای این آیه را.
(اِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیرا)(4)
گفت : بلی ، حضرت فرمود كه مائیم اهل بیت رسالت كه حقّ تعالی شهادت به طهارت ما داده است . آن مرد پیر گریان شد و از گفته های خود پشیمان گردید و عمامه خود را از سر انداخت و رو به آسمان گردانید و گفت : خداوندا! بیزاری می جویم به سوی تو از دشمنان آل محمّداز جن و انس ، پس به خدمت حضرت عرض كرد كه اگر توبه كنم آیا توبه من قبول می شود؟ فرمود: بلی ، آن مرد توبه كرد چون خبر او به یزید پلید رسید او را به قتل رسانید
منتهی الامال

______________________
1 = سوره مبارکه شوری آیه 23
ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ
اين همان [پاداشى] است كه خدا بندگان خود را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند [بدان] مژده داده است بگو به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نيستم مگر دوستى در باره خويشاوندان و هر كس نيكى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد] براى او در ثواب آن خواهيم افزود قطعا خدا آمرزنده و قدرشناس است

2 = شوره مبارکه اسرا آیه 26
______________________
1 = سوره مبارکه شوری آیه 23
ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ
اين همان [پاداشى] است كه خدا بندگان خود را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند [بدان] مژده داده است بگو به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نيستم مگر دوستى در باره خويشاوندان و هر كس نيكى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد] براى او در ثواب آن خواهيم افزود قطعا خدا آمرزنده و قدرشناس است
و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏مانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن
3 = سوره مبارکه انفال آیه 41
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل] روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم ايمان آورده‏ايد و خدا بر هر چيزى تواناست
4 = سوره مبارکه احزاب آیه 33
إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا
خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند

قرائت قران از سر بریده

بدون نظر »

قطب راوندی از منهال بن عمرو روایت كرده است كه گفت : به خدا سوگند كه در دمشق دیدم سر مبارك جناب امام حسین علیه السّلام را بر سر نیزه كرده بودند و در پیش روی آن جناب كسی سوره كهف می خواند چون به این آیه رسید:
(اَمْ حَسِبْتَ اَنَّ اَصْحابَ الْكَهْفِ وَالَّرقیمِ كانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَبا)(*).
به قدرت خدا سر مقدس سیدالشهداء علیه السّلام به سخن درآمد و به زبان فصیح گویا گفت : امر من از قصّه اصحاب كهف عجیبتر است . و این اشاره است به رجعت آن جناب برای طلب خون خود
منتهی الامال
___________________________________
* – سوره مبارکه کهف آیه 9 مگر پنداشتى اصحاب كهف و رقيم [=خفتگان غار لوحه‏دار] از آيات ما شگفت بوده است

ورود اسرا به شام

بدون نظر »

شیخ كَفْعَمی و شیخ بهایی و دیگران نقل كرده اند كه در روز اوّل ماه صفر سر مقدس حضرت امام حسین علیه السّلام را وارد دمشق كردند، و آن روز بر بنی امیه عید بود و روزی بود كه تجدید شد در آن روز اَحزان اهل ایمان قُلْتُ وَیَحِقُّ اَنْ یُقالَ:
شعر :
كانَتْ مَاتِمُ بَالْعِراقِ تَعُدُّها
اَمَوِیَّةٌ بِالشّامِ مِنْ اَعْیادِها
سیّد ابن طاوس رحمه اللّه روایت كرده كه چون اهل بیت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم را با سر مُطهّر حضرت سیدالشهداء علیه السّلام از كوفه تا دمشق سیر دادند چون نزدیك دمشق رسیدند جناب امّ كلثوم علیهاالسّلام نزدیك شمر رفت و به او فرمود: مرا با تو حاجتی است . گفت : حاجت تو چیست ؟ فرمود: اینك شهر شام است ، چون خواستی ما را داخل شهر كنی از دروازه ای داخل كن كه مردمان نَظّاره كمتر باشند كه ما را كمتر نظر كنند و امر كن كه سرهای شهدا را از بین محامل بیرون ببرند پیش دارند تا مردم به تماشای آنها مشغول شوند و به ما كمتر نگاه كنند؛ چه ما رسوا شدیم از كثرت نظر كردن مردم به ما. شمر كه مایه شرّ و شقاوت بود چون تمنّای او را دانست بر خلاف مراد او میان بست ، فرمان داد تا سرهای شهدا را بر نیزه ها كرده و در میان مَحامل و شتران حَرم بازدارند و ایشان را از همان (دروازه ساعات ) كه انجمن رعیت و رُعات بود درآوردند تا مردم نظّاره بیشتر باشند و ایشان را بسیار نظر كنند

دفن شهدای کربلا

بدون نظر »

چون عمر سعد از كربلا به سوی كوفه روان گشت جماعتی از بنی اسد كه در اراضی غاضریّه مسكن داشتند، چون دانستند كه لشكر ابن سعد از كربلا بیرون شدند به مقتل آن حضرت و اصحاب او آمدند و بر اجساد شهداء نماز گزاشتند و ایشان را دفن كردند به این طریق كه امام حسین علیه السّلام را در همین موضعی كه اكنون معروف است دفن نمودند و علی بن الحسین علیه السّلام را در پایین پای پدر به خاك سپردند، و از برای سایر شهداء و اصحابی كه در اطراف آن حضرت شهید شده بودند حُفره ای در پایین پا كندند و ایشان را در آن حفره دفن نمودند،و حضرت عبّاس علیه السّلام را در راه غاضریّه در همین موضع كه مرقد مطهّر او است دفن كردند.
و ابن شهر آشوب گفته كه از برای بیشتر شهداء قبور ساخته و پرداخته بود و مرغان سفیدی در آنجا طواف می دادند.
و نیز شیخ مفید در موضعی از كتاب (ارشاد) اسامی شهداء اهل بیت را شمار كرده پس از آن فرموده كه تمام اینها در مشهد امام حسین علیه السّلام پایین پای او مدفونند مگر جناب عبّاس بن علی علیهماالسّلام كه در مُسَناة راه غاضریّه در مقتل خود مدفون است و قبرش ظاهر است ، ولكن قبور این شهداء كه نام بردیم اثرش معلوم نیست بلكه زائر اشاره می كند به سوی زمینی كه پایین پای حضرت حسین علیه السّلام است و سلام بر آنها می كند و علی بن الحسین علیه السّلام نیز با ایشان است .
و گفته شده كه آن حضرت از سایر شهداء به پدر خود نزدیكتر است .
و امّا اصحاب حسین علیه السّلام كه با آن حضرت شهید شدند در حول آن حضرت دفن شدند، و ما نتوانیم قبرهای ایشان را به طور تحقیق و تفصیل تعیین كنیم كه هر یك در كجا دفن اند، الا این مطلب را شكّ نداریم كه حایر بر دور ایشان است و به همه احاطه كرده است . رَضِیَ اللّه عَنْهُمْ وَاَرْضاهُمْ وَاَسْكَنَهُمْ جَنّاتِ النَّعیمِ.
مؤ لف گوید: می توان گفت كه فرمایش شیخ مفید رحمه اللّه در باب مدفن شهداء نظر به اغلب باشد پس منافات ندارد كه حبیب بن مظاهر و حُرّ بن یزید، قبری علیحده و مدفنی جداگانه داشته باشند.
منتهی الامال

عبور اهلبیت از قتلگاه

بدون نظر »

راوی گفت : به خدا سوگند! فراموش نمی كنم زینب دختر علی علیهماالسّلام را كه بر برادر خویش ندبه می كرد وبا صوتی حزین و قلبی كئیب ندا برداشت كه : یا مَحَمَّداه صَلّی عَلَیْكَ مَلیكُ السَّماءِ این حسین تُست كه با اعضای پاره در خون خویش آغشته است ، اینها دختران تواَند كه ایشان را اسیر كرده اند.
یا مُحَمَّداه ! این حسین تست كه قتیل اولاد زنا گشته و جسدش بر روی خاك افتاده و باد صبا بر او خاك و غبار می پاشد، و احُزْناه و اكَرْباه ! امروز، روزی را ماند كه جدّم رسول خدا6 وفات كرد. ای اصحاب محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلم اینك ذُریّه پیغمبر شما را می برند مانند اسیران .
ادامه نوشتار »

زبان حال حضرت زینب هنگام عبور از قتلگاه

بدون نظر »

بر حربگاه چو ره آن كاروان فتاد
شور نشور واهمه را در گمان فتاد
هر چند بر تن شهدا چشم كار كرد
بر زخمهای كاری تیر و كمان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیكر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعره هذا حُسَین از او
سرزد چنانكه آتش او در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بَضْعَه رسول
رُو در مدینه كرد كه یا اَیُهَّا الرَّسوُل :
این كشته فتاده به هامون حسین تست
وین صید دست و پا زده در خون حسین تست
این ماهی فتاده به دریای خون كه هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین تست
این خشك لب فتاده و ممنوع از فرات
كز خون او زمین شده جیحون حسین تست
این شاه كم سپاه كه با خیل اشك و آه
خرگاه از این جهان زده بیرون حسین تست
پس روی در بقیع و به زهرا خطاب كرد
مرغ هوا و ماهی دریا كباب كرد
كای مونس شكسته دلان حال ما ببین
مارا غریب و بی كس و بی آشنا ببین
اولاد خویش را كه شفیعان محشرند
در ورطه عقوبت اهل جفا ببین
تن های كشتگان همه در خاك و خون نگر
سرهای سروران همه در نیزه ها ببین
آن تن كه بود پرورشش در كنار تو
غلطان به خاك معركه كربلا ببین
محتشم

روایت امام سجاد (ع) از عبور اهلبیت از قتلگاه

بدون نظر »

شیخ ابن قولویه قمی به سند معتبر از حضرت سجّاد علیه السّلام روایت كرده كه به زائده ، فرمود: همانا چون روز عاشورا رسید به ما آنچه رسید از دواهی و مصیبات عظیمه و كشته گردید پدرم و كسانی كه با او بودند از اولاد و برادران و سایراهل بیت او، پس حرم محترم و زنان مكرمّه آن حضرت را بر جهاز شتران سوار كردند برای رفتن به جانب كوفه پس ‍ نظر كردم به سوی پدر و سایر اهل بیت او كه در خاك و خون آغشته گشته و بدن های طاهره آنها بر روی زمین است و كسی متوجّه دفن ایشان نشد و سخت بر من گران آمد و سینه من تنگی گرفت و حالتی مرا عارض شد كه همی خواست جان از بدن من پرواز كند. عمّه ام زینب كبری علیهاالسّلام چون مرا بدین حال دید پرسید كه این چه حالت است كه در تو می بینم ای یادگار پدر و مادر و برادران من ، می نگرم ترا كه می خواهی جان تسلیم كنی ؟ گفتم : ای عمّه ! چگونه جزع و اضطراب نكنم و حال آنكه می بینم سیّد و آقای خود و برادران و عموها و عموزادگان و اهل و عشیرت خود را كه آغشته به خون در این بیابان افتاده و تن ایشان عریان و بی كفن است و هیچ كس بر دفن ایشان نمی پردازد و بشری متوجّه ایشان نمی گردد و گویا ایشان را از مسلمانان نمی دانند.
عمّه ام گفت : (از آنچه می بینی دلگران مباش و جَزَع مكن ، به خدا قسم كه این عهدی بود از رسول خدا(ص)به سوی جدّ و پدر و عمّ تو و رسول خدا(ص)، مصائب هر یك را به ایشان خبر داده به تحقیق كه حق تعالی در این امّت پیمان گرفته از جماعتی كه فراعنه ارض ایشان را نمی شناسند لكن در نزد اهل آسمانها معروفند كه ایشان این اعضای متفرّقه و اجساد در خون طپیده را دفن كنند.
وَینصِبُونَ لِهذا الطَّفِّ عَلَما لِقَبْرِ اَبیكَ سَیِّدِالشُّهداءِ علیه السّلام لا یُدْرَسُ اَثَرُهُ وَ لا یَعفُو رَسْمُهُ عَلی كرُوُرِ اللَّیالی وَ الاَْیّامِ. و در ارض طَفّ بر قبر پدرت سیّد الشهداء علیه السّلام علامتی نصب كنند كه اثر آن هرگز برطرف نشود و به مرور ایام و لیالی محو و مطموس نگردد یعنی مردم از اطراف و اكناف به زیارت قبر مطهّرش بیایند و او را زیارت نمایند و هر چند كه سلاطین كَفَرَه و اَعْوان ظَلَمَه در محو آثار آن سعی و كوشش نمایند ظهورش زیاده گردد و رفعت و علوّش بالاتر خواهد گرفت
منتهی الامال