ازخطبه های پیامبر (ص) در مورد فریب دنیا

بدون نظر »

ای مردم ! آنان نباشید، که دنیا ایشان را فریفته است و آرزوها آنان را مغرور ساخته . و بدعت گذاری را سهل شمرده اند و به خانه ای دلبسته اند که بزودی زوال می یابد. و به سرعت انتقال می پذیرد.
دنیای شما، در مقایسه با گذشته هستی ، همانند شیری است که در جایی زانو زده باشد یا همانند انسانی است ، که به دوشیدن شیر از پستان شیردهی پرداخته است . اکنون بر چه پایه ای بالا می روید؟ و نگران چه هستید؟ به خدا سوگند! حال شما چنان است ، که گویی در دنیا نبوده اید و آن چه در جهان دیگر بدان خواهید رسید، جاودان و پایدار است . پس ، برای رفتن به جهان دیگر، آماده شوید. و برای سفری که در پیش است زاد راه گرد آورید! و بدانید! که هر کس بدانچه که از پیش فرستاده است ، دسترسی خواهد یافت و بدانچه برجا نهاده است ، دریغ خواهد داشت
کشکول شیخ بهایی .

حکمت های نهج البلاغه ۱۴۰تا ۱۴۵

بدون نظر »

حکمت ۱۴۰
قناعت و بی ‏نیازی
(اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: آن که میانه روی کند تهیدست نخواهد شد.
حکمت ۱۴۱
راه آسایش
(اجتماعی ، اقتصادی ) و درود خدا بر او، فرمود: اندک بودن تعداد زن و فرزند یکی از دو آسایش است.
حکمت ۱۴۲
دوستی ‏ها و خردمندی
(اخلاقی ، اجتماعی ) و درود خدا بر او، فرمود: دوستی کردن نیمی از خردمندی است.
حکمت ۱۴۳
غمها و پیری زودرس
(اخلاقی ، بهداشت روانی ) و درود خدا بر او، فرمود: اندوه خوردن، نیمی از پیری است.
حکمت ۱۴۴
تناسب بردباری با مصیبت‏ها
(اخلاقی ، معنوی ) و درود خدا بر او، فرمود: صبر به اندازه مصیبت فرود آید، و آن که در مصیبت بی ‏تاب بر رانش زند، اجرش نابود می ‏گردد.
حکمت ۱۴۵
عبادتهای بی ‏حاصل
(اخلاقی ، معنوی ، عبادی ) و درود خدا بر او، فرمود: بسا روزه‏ داری که بهره‏ ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه‏ داری خود ندارد، و بسا شب زنده‏ داری که از شب زنده‏ د اری چیزی جز رنج و بی ‏خوابی به دست نیاورد خوشا خواب زیرکان، و افطارشان

در ذکر نسب رسول خدا (ص) {عبدالله}

بدون نظر »

عـبـدالمـطّلب را ده پـسـر و شـش ‍ دخـتـر بـود وعـبـدالله بـرگـزیـده فـرزنـدان او بـود و او و ابـوطـالب و زبـیـر، مادرشان فاطمه بنت عمروبن عایذبن عبدبن عمران بن مخزوم بود. و چـون جـنـابـش از مـادر مـتولّد شد بیشتر از اَحْبار یهود و قسّیسین نصاری و کَهَنَه و سَحَرَه دانـسـتـنـد که پدر پیغمبر آخر الزّمان صلی اللّه علیه و آله و سلم از مادر بزاد؛ زیرا که گـروهـی از پـیـغـمـبـران بـنـی اسـرائیـل مـژده بـعـثـت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلّم را رسانیده بودند و طایفه ای از یهود که در اراضی شـام مـسـکـن داشـتـنـد جـامـه خون آلودی از یحیی پیغمبر علیه السّلام در نزد ایشان بود و بـزرگـان دیـن علامت کرده بودند که چون خون این جامه تازه شود همانا پدر پیغمبر آخر الزّمـان مـتـولّد شده است و شب ولادت آن حضرت از آن جامه که صوف سفید بود خون تازه بجوشید.
ادامه نوشتار »

سخنانی از پیامبر اکرم (ص) در مورد رسیدگی به حساب ها

بدون نظر »

پیش از آن که به حساب شما رسیدگى شود، به شمارش کارهاى خویش ‍ بپردازید! و پیش از آن که به عذاب گرفتار آیید، رهایى خویش را فراهم آورید! و پیش از آن که به بیچارگى دچار شوید، زاده راه خویش بسازید! که پیشگاه حق ، پایگاه داد است و داورى به حق . و آن که هماره شما را بیم داده است ، معذور است
کشکول شیخ بهایی

ذکر نسب رسول خدا (ص){ عبدالمطلب وحفر زمزم)

بدون نظر »

هـمـانـا مـعـلوم بـاشد که عَمْروبن الحارث الجُرْهُمى ـ که رئیس جُرْهُمیان بود ـ در مکّه در عهد قـُصىّ، حُلَیْل بن حَبْسیّه از قبیله خُزاعه با ایشان جنگ کرد و بر ایشان غلبه جست و امر کـرد کـه از مـکّه کوچ کنند. لاجرم عمرو تصمیم عزم داد که از مکّه بیرون شود و آن چند روز که مهلت داشت کار سفر راست مى کرد از غایت خشم حَجَر الاَْسْود را از رُکْن انتزاع نمود و دو آهو برّه از طلا که اسفندیار بن گشتاسب به رسم هدیه به مکّه فرستاده بود با چند زره و چـند تیغ که از اشیاء مکّه بود برگرفت و در چاه زمزم افکنده آن چاه را با خاک انباشته کرد، پس مردم خود را برداشته به سوى یمن گریخت .
ادامه نوشتار »

ابراهیم بن هلال ثقفى

بدون نظر »

ولادت
ابو اسحاق ، ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال ثقفى اصفهانى از علماى بزرگ شیعه و از راویان حدیث به شمار مى آید.
تاریخ دقیق ولادت وى در دست نیست ؛ اما روشن است که او در اوایل قرن سوم هجرى و در شهر کوفه به دنیا آمده است . کوفه به شهر علاقه مندان خاندان حضرت على علیه السلام مشهور است .
ابو اسحاق در اوایل عمر، زیدى مذهب بوده ، سپس مذهب حق امامیه را برگزیده است
ادامه نوشتار »

حکمت های نهج البلاغه ۱۳۱ الی ۱۴۰

بدون نظر »

حکمت ۱۳۱
و درود خدا بر او، فرمود: (شنید مردی دنیا را نکوهش می ‏کند.) (اخلاقی ، اجتماعی )
۱- توبیخ نکوهش کننده دنیا:
ای نکوهش کننده دنیا، که خود به غرور دنیا مغروری و با باطل‏های آن فریب خوردی خود فریفته دنیایی و آن را نکوهش می ‏کنی آیا تو در دنیا جرمی مرتکب شده‏ا ی یا دنیا به تو جرم کرده است کی دنیا تو را سرگردان کرد و در چه زمانی تو را فریب داد آیا با گورهای پدرانت که پوسیده ‏اند (تو را فریب داد) یا آرامگاه مادرانت که در زیر خاک آرمیده ‏اند آیا با دو دست خویش بیماران را درمان کرده ‏ای و آنان را پرستاری کرده و در بسترشان خوابانده ‏ای ‏درخواست شفای آنان را کرده، و از طبیبان داروی آنها را تقاضا کرده ‏ای در آن صبحگاهان که داروی تو به حال آنان سودی نداشت، و گریه تو فایده‏ ای نکرد، و ترس تو آنان را سودی نرساند، و آنچه می ‏خواستی به دست نیاوردی ، و با نیروی خود نتوانستی مرگ را از آنان دور کنی . دنیا برای تو حال آنان را مثال زد، و با گورهایشان، گور، خودت را به رخ تو کشید.
ادامه نوشتار »

حکمت های نهج البلاغه ۱۲۱ تا ۱۳۰

بدون نظر »

حکمت ۱۲۱
ارزیابی عمل ‏ها
(اخلاقی ) و درود خدا بر او، فرمود: چقدر فاصله بین دو عمل دور است: عملی که لذّتش می ‏رود و کیفر آن می ‏ماند، و عملی که رنج آن می ‏گذرد و پاداش آن ماندگار است
ادامه نوشتار »

خطبه اى از پیامبر خدا(ص )

بدون نظر »

اى مردم ! شما یادگار گذشتگان اید و باز مانده پیشینیان . که نیرو و توانائى شان بیش از شما بود. چنان که بنیان هاى استوار را در هم مى شکستند در عین حال ، خداى توانا بر آنان پیروزى یافت آن چنان ، که قبیله نیرومند آنان ، از هر گونه پشتیبانى از آنان ، در ماندند و فدیه نیز از آنان پذیرفته نشد.
اکنون ، شما پیش از آن که به چنگال مرگ گرفتار آیید و از سرانجام خویش ‍ غافل مانید، براى آینده خویش ، زاد و توشه اى گرد آورید! زیرا، قلم قدرت آن چه را که باید بشود، نگاشته است .
کشکول شیخ بهایی

حکایتی از ابوذر

بدون نظر »

عثمان – بن عفان – غلامى را با کیسه زری به نزد ابوذر، رضی الله عنه فرستاد و به غلامى گفت : اگر از تو بپذیرد، آزادى . و چون غلام با کیسه به نزد ابوذر آمد و اصرار کرد و نپذیرفت ، به او گفت : آن را بپذیر! که آزادى من ، در این است . و ابوذر گفت : و بندگى من !