حکمت ۳۰۶
نگهدارندگی أجل
(اعتقادی) و درود خدا بر او، فرمود: اجل، نگهبان خوبی است.«»
میگویم: معنای سخن امام این است که انسان بر کشته شدن فرزندان بردباری میکند امّا در غارت و ربوده شدن اموال بردبار نیست.)
حکمت ۳۰۷
مشکل مال غارت شده
(اقتصادی) و درود خدا بر او، فرمود: آدم داغدار میخوابد، امّا مال غارت شده، نمیخوابد.
میگویم: (معنای سخن امام علیه السّلام این است که انسان بر کشته شدن فرزندان بردباری میکند امّا در غارت و ربوده شدن اموال بردبار نیست).
حکمت ۳۰۸
ره آورد دوستی پدران
(اخلاق اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: دوستی میان پدران، سبب خویشاوندی فرزندان است، و خویشاوندی به دوستی نیازمندتر است از دوستی به خویشاوندی.
حکمت ۳۰۹
ارزش گمان مؤمن
(اخلاقی، معنوی) و درود خدا بر او، فرمود: از گمان مؤمنان بپرهیزید که خدا حق را بر زبان آنان قرار داده است.
حکمت ۳۱۰
ضرورت اطمینان به وعده های الهی
(اعتقادی) و درود خدا بر او، فرمود: ایمان بندهای درست نباشد جز آن که اعتماد او به آنچه در دست خداست بیشتر از آن باشد که در دست اوست.
نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد معروف به ، ملقب به خاتم الشعرا شاعر، موسیقیدان، ادیب و صوفی نامدار ایرانی ۲۴ آبان ۷۹۳ – ۲۳ شعبان ۸۱۷ هجری – بزرگترین استاد سخن بعد از عهد حافظ و به نظر بسیاری از پژوهشگران خاتم شعرای بزگ پارسی گوی است
تخلص او در شعر جامی است وی این تخلص را از دوجهت برگزید ، نخست به خاطر اینکه زادگاهش جام بود و دیگر آنکه رشحات قلمش از جرعه شیخ احمد جام معروف به ژنده پیل سرچشمه می گرفت
پدر بزگ جامی ، شمس الدین محمد دشتی از محله دشت اصفهان بود و به موجب بیدادگری ترکان و آشوب زمان در سده ۸ قمری به خراسان کوچ کرد و در شهر جام با شهرت دشتی منصب قضاوت یافت و ماندگار شد.و با دختریک نفر از اقاب امام محمد شیبانی ازدواج کرد و ثمره آن کودکی بود به نام احمد و او نیز در همان شهر ازدواج کرد که حاصل ازدواج او پسری به نام عبدالرحمان بود که بعد ها با نام جامی شهرت آفاق گشت
ادامه نوشتار »
گفتم : به عزم توبه نهم جام می زکف
مطرب زد این ترانه که : می نوش ! ولا تخف !
آیا بود که صف نعالی به ما رسد ؟
چون بر بسط قرب زنند اهل قرب ، صف
بشناس قدر خویش ! که پاکیزه تر ز تو
دری نداد پرورش این آبگون صدف
عمر تو گنج و هر نفس از وی یکی گهر
گنجی چنین لطیف مکن رایگان تلف !
جامی چنین که می کشد از دل خدنگ آه
خواهد رسید عاقبه الا مر بر هدف
حـضـرت بـاقـر عـلیـه السـلام فـرمـود: هـر کـه قـرآن را در حـال ایـسـتـاده در نمازش بخواند خداوند به هر حرفی از آن صد حسنه برای او بنویسد، و هـرکـس آنـرا در نمازش نشسته بخواند خداوند به هر حرفی پنجاه حسنه برایش بنویسد و هر که قرآن را در غیر از نمازش بخواند خداوند به هر حرفی ده حسنه برایش بنویسد.
ابن محبوب گوید: من مانند همین حدیث را از معاذ بن مسلم (یکی از راویان حدیث ) شنیدم .
اصول کافی جلد ۴ با ثواب خواندن قران روایت ۱
************
حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام فـرمـود: چـه بـاز مـی دارد تـاجـری را کـه در بـازار مـشغول (به تجارت است ) از اینکه چون (شب هنگام ) به خانه باز گردد نخوابد تا یک سوره از قرآن بخواند و به جای هر آیه که می خواند برایش ده حسنه نوشته شود و ده گناه از او محو گردد.
اصول کافی جلد ۴ باب ثواب خواندن قران روایت ۲
***************
بـشـر بـن غـالب اسـدی از حـضـرت حـسین بن علی علیهما السلام حدیث کند که فرمود: هـرکـس یـک آیـه از کـتـاب عـزوجـل را در نـمـازش در حـال ایـسـتاده بخواند در برابر هر حرفی خداوند صد حسنه برایش بنویسد، و اگر در غیر از نماز بخواند به هر حرفی ده حسنه بنویسد، و اگر قرآن را گوش دهد به هر حرفی یـک حـسـنـه برایش بنویسد، و اگر قرآن را شبانه ختم کند فرشتگان تا صبح برای او رحـمـت فـرستند، و اگر روز آنرا ختم کند تا شام فرشتگان نگهبان (در روز) بر او رحمت فرستند، و یک دعای مستجاب شده نزد خداوند دارد، (و این دعا یا ختم قرآن ) برای او بهتر است از آنچه میان زمین و آسمان است ، گوید: من عرضکردم : این پاداش آنکسی است که همه قـرآن را بـخـوانـد و اگـر کـسـی هـمه آنرا نخواند (چه پاداشی دارد)؟ فرمود: ای برادر اسـدی خـداونـد بخشنده و بزرگوار و کریم است هر چه از قرآن که بلد باشد و بخواند خداوند این پاداش را به او می دهد.
اصول کافی جلد ۴ باب ثواب خواندن قران روایت ۳
***************
حـضـرت باقر علیه السلام فرمود: هر که در مکه قرآن را از این جمعه تا جمعه دیگر خـتـم کـنـد یا در کمتر از این زمان یا بیشتر باشد ولی ختم و پایانش در روز جمعه باشد بـرای او اجـر و حـسـنه نوشته شود از اولین جمعه ای که در دنیا بوده تا آخرین جمعه ای که در دنیا هست ، و اگر در روزهای دیگر نیز ختم کند چنین است (و این اجر برای او هست ).
اصول کافی جلد ۴ باب ثواب خواندن قران روایت ۴
***************
حکمت ۳۰۱
احتیاط در فرستادن پیکها و نامه ها
(اجتماعی، سیاسی) و درود خدا بر او، فرمود: فرستاده تو بیانگر میزان عقل تو، و نامه تو گویاترین سخنگوی تو است
حکمت ۳۰۲
نیاز انسان به دعا
(معنوی) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که به شدّت گرفتار دردی است نیازش به دعا بیشتر از تندرستی است که از بلا در امان است نمیباشد.
حکمت ۳۰۳
ارزش دنیا دوستی
(اخلاقی، تربیتی) و درود خدا بر او، فرمود: مردم فرزندان دنیا هستند و هیچ کس را بر دوستی مادرش نمیتوان سرزنش کرد.
حکمت ۳۰۴
ضرورت پاسخ دادن به درخواستها
(اخلاقی، اقتصادی) و درود خدا بر او، فرمود: نیازمندی که به تو روی آورده فرستاده خداست، کسی که از یاری او دریغ کند، از خدا دریغ کرده، و آن کس که به او بخشش کند، به خدا بخشیده است.
حکمت ۳۰۵
غیرتمندی و ترک زنا
(اخلاقی، اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: غیرتمند هرگز زنا نمیکند.
قصار الحکم نهج البلاغه
امام پنجم فرمود:
چون چشم رسول خدا به ماه رمضان می افتاد رو به قبله میکرد میفرمود خدایا آن را نو کن بر ما به امنیت و ایمان و تندرستی و مسلمانی و عافیت سرا پا و روزی فراوان و دفع بیماری و تلاوت قرآن و کمک بر نماز و روزه خدایا ما را برای ماه رمضان سالم دار و آن را برای ما سلامت دار و از ما دریافت کن تا ماه رمضان بگذرد و ما را آمرزیده باشی سپس رو به مردم میکرد و میفرمود ای گروه مردم مسلمان چون ماه نو رمضان بر آید شیاطین متمرد در بند شوند و درهای آسمان و درهای بهشت و درهای رحمت گشوده گردند و درهای دوزخ بسته شوند و دعا مستجاب گردد و برای خدای عز و جل نزد هر افطاری آزادشدگانی باشند که آنها را از دوزخ آزاد کند و هر شب منادی فریاد زند آیا خواهشمندی هست ؟ آیا آمرزش جوئی هست ؟ خدایا بهر خرج کنی عوض بده و بهر ممسکی تلف بده تا چون هلال شوال بر آید فریاد شود به مؤمنان که فردا برای جایزه های خود حاضر باشید که فردا روز جایزه است سپس امام پنجم فرمود هلا بدان که جانم به دست او است این جایزه پول طلا و نقره نیست .
معاذ بن جبل با دیده گریان خدمت رسول خدا (ص) رسید و سلام کرد جواب گفت و فرمود:
ای معاذ چرا گریه میکنی ؟ عرضکرد جوانی تر و تازه و خوشرنگ و زیبا روی بر در است و چون زن رود مرده بر جوانی خود میگرید و میخواهد خدمت شما برسد، رسول خدا فرمود ای معاذ آن جوان را نزد من آر او را وارد کرد سلام کرد جوابش داد و سپس فرمود ای جوان برای چه گریه میکنی ؟ گفت چرا نگریم گناهانی مرتکب شدم که اگر خدای عز و جل ببرخی از آنها مؤ اخذه ام کند مرا بدوزخ برد و محققا مرا مؤ اخذه میکند و هرگز مرا نمی آمرزد رسول خدا (ص) فرمود چیزی را با خدا شریک کردی ؟ گفت به خدا پناه برم از اینکه چیزی را با پروردگارم شریک دانم نفس محترم را کشتی ؟ گفت نه پیغمبر فرمود اگر گناهانت مانند کوههای بلند باشد خدا می آمرزد جوان گفت از کوههای بلند بزرگتر است پیغمبر فرمود اگر گناهانت مانند هفت زمین و دریاها و ریگها و درختها و آنچه خلق در آنها است باشد خدا می آمرزد گفت از همه اینها بزرگتر است پیغمبر فرمود اگر چون هفت آسمان و ستارگان و عرش و کرسی باشد خدا بیامرزد گفت از همه اینها بزرگتر است پیغمبر به او با خشم نگاه کرد و فرمود ای جوان وای بر تو گناهان تو بزرگتر است یا پروردگارت ؟ جوان رو بر خاک نهاد و میگفت منزه باد پروردگارم چیزی از پروردگارم بزرگتر نیست پروردگارم یا نبی الله بزرگتر از هر چیز است پیغمبر فرمود گناه بزرگ را جز خدای بزرگ نیامرزد جوان گفت نه به خدا یا رسول الله
ادامه نوشتار »
حمزه بن محمد گوید:
به امام یازدهم حسن عسکری(ع) نوشتم چرا خدای عز و جل روزه را واجب کرده پاسخ آمد برای آنکه توانگر درد گرسنگی را بچشد و بدرویش بخشش کند.
امام پنجم فرمود:
رسول خدا (ص) در آخرین جمعه ماه شعبان این خطبه را خواند، حمد خدا کرد و ستایش او نمود و سپس فرمود ای مردم ماهی بر شما سایه افکنده که در آن شبی است بهتر از هزار ماه آن رمضان است خدا روزه اش را واجب کرده و یک شب نماز نافله آن را برابر هفتاد شب در ماه دیگر مقرر ساخته هر که عمل مستحبی در آن کند چون عمل واجبی است که در ماههای دیگر و هر که فریضه ای در آن انجام دهد چون کسی باشد که هفتاد فریضه در ماههای دیگر انجام دهد آن ماه شکیبائی است و مزد شکیبائی بهشت است آن ماه همدردی است آن ماهی است که خدا بیفزاید در آن بروزی مؤمن هر که در آن روزه دار مؤمنی را افطار دهد نزد خدای عز و جل ثواب آزاد کردن بنده ای دارد و گناهان گذشته اش آمرزیده شود به آن حضرت عرض شد یا رسول اللّه همه ما توانا نیستیم که روزه داری افطار دهیم فرمود خدای تبارک و تعالی کریم است ، همین ثواب را میدهد بشما که توانا هستید بشربتی از شیر که بدان روزه داری را افطار دهید یا شربتی از آب گوارا یا چند دانه خرما که بر بیش از آن قدرت ندارید هر که در آن از خدمت مملوک خود تخفیف دهد خدا در حساب او تخفیف دهد آن ماهی است که اولش رحمت و میانش آمرزش و آخرش اجابت و آزادی از دوزخ است در این ماه از چهار خصلت بی نیاز نباشید دو تا برای رضای خدا و دو تا برای نیاز خود آن دو که برای رضای خداست گواهی اینکه معبود حقی نیست جز خدا و براستی من رسول خدایم و آن که دو بدان نیاز دارید از خدا بخواهید حوائج خود را و بهشت را و از خدا بخواهید عافیت و پناه طلبید از آتش .
چون شکم از مباح پر شود، چشم از شناخت صلاح کور شود.
چون بلایی بر تو روی آرد، بر آن بنشین ! چه ، تلاش تو، بر آن می افزاید.
چون بینی که پیوسته بلا بر تو فرود آید، بدان ! که خداوند ترا بیدار کرده است .
اگر خواهی ترا فرمان برند، آن خواه ! که بر آن توانا هستی .
اگر آن چه خواهی نیست ، آن خواه ! که هست .
چون زاهدی از مردم بگریزد. او را طلب کن ! با دشمن خویش مشورت کن ! تا از رای او، اندازه دشمنی و نیتش را بدانی .
کشکول شیخ بهایی