روزی رسان

بدون نظر »

امام باقر (ع) فرمود:
موسی بن عمران عرضکرد پروردگارا رضا بقضاوتت دهیم سالمندان را میمیرانی و خردسالان را میگذاری ، خدای جل جلاله فرمود ای موسی نپسندی که من خود روزی ده و کفیل آنها باشم و عرضکرد چرا پروردگارا تو چه خوب وکیل و کفیلی باشی

حکمت های نهج البلاغه ۳۷۱تا ۳۷۵

بدون نظر »

حکمت ۳۷۱
ارزش‏های والای اخلاقی
(اخلاقی، معنوی، اجتماعی) و درود خدا بر او، فرمود: هیچ شرافتی برتر از اسلام، و هیچ عزّتی گرامی‏ تر از تقوا، و هیچ سنگری نیکوتر از پارسایی، و هیچ شفاعت کننده‏ای کار سازتر از توبه، و هیچ گنجی بی‏ نیاز کننده‏ تر از قناعت، و هیچ مالی در فقر زدایی، از بین برنده ‏تر از رضایت دادن به روزی نیست. و کسی که به اندازه کفایت زندگی از دنیا بردارد به آسایش دست یابد، و آسوده خاطر گردد، در حالی که دنیا پرستی کلید دشواری، و مرکب رنج و گرفتاری است، و حرص ورزی و خود بزرگ بینی و حسادت، عامل بی‏ پروایی در گناهان است، و بدی، جامع تمام عیب‏ها است.
حکمت ۳۷۲
********************
عوامل استحکام دین و دنیا
(علمی، اخلاقی، اقتصادی) و درود خدا بر او، فرمود: (به جابر بن عبد اللَّه انصاری فرمود) ای جابر استواری دین و دنیا به چهار چیز است: عالمی که به علم خود عمل کند، و جاهلی که از آموختن سرباز نزند، و بخشنده‏ ای که در بخشش بخل نورزد، و فقیری که آخرت خود را به دنیا نفروشد. پس هر گاه عالم علم خود را تباه کند، نادان به آموختن روی نیاورد، هر گاه بی‏ نیاز در بخشش بخل ورزد، تهیدست آخرت خویش را به دنیا فروشد. ای جابر کسی که نعمت‏های فراوان خدا به او روی کرد، نیازهای فراوان مردم نیز به او روی آورد، پس اگر صاحب نعمتی حقوق واجب الهی را بپردازد، خداوند نعمت‏ها را بر او جاودانه سازد، و آن کس که حقوق واجب الهی در نعمت‏ها را نپردازد، خداوند، آن را به زوال و نابودی کشاند.
********************
حکمت ۳۷۳
مراحل امر به معروف و نهی از منکر
(اخلاقی، اجتماعی، سیاسی) و درود خدا بر او، فرمود: (ابن جریر طبری در تاریخ خود از عبد الرحمن بن ابی لیلی فقیه نقل کرد، که برای مبارزه با حجّاج به کمک ابن اشعث برخاست،«» برای تشویق مردم گفت من از علی علیه السّلام «که خداوند درجاتش را در میان صالحان بالا برد، و ثواب شهیدان و صدّیقان به او عطا فرماید» در حالی که با شامیان رو برو شدیم شنیدم که فرمود) ای مؤمنان» هر کس تجاوزی را بنگرد، و شاهد دعوت به منکری باشد، و در دل آن را انکار کند خود را از آلودگی سالم داشته است، و هر کس با زبان آن را انکار کند پاداش آن داده خواهد شد، و از اوّلی برتر است، و آن کس که با شمشیر به انکار بر خیزد تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد، او را رستگاری را یافته و نور یقین در دلش تابیده.
***********************
حکمت ۳۷۴
مراحل امر به معروف و نهی از منکر
(اخلاقی، اجتماعی، سیاسی) و درود خدا بر او، فرمود: (و همانند حکمت گذشته، سخن دیگری از امام نقل شد) گروهی، منکر را با دست و زبان و قلب انکار می‏کنند، آنان تمامی خصلت‏های نیکو را در خود گرد آورده ‏اند. گروهی دیگر، منکر را با زبان و قلب انکار کرده، امّا دست به کاری نمی‏برند، پس چنین کسی دو خصلت از خصلت‏های نیکو را گرفته و دیگری را تباه کرده است. و بعضی منکر را تنها با قلب انکار کرده، و با دست و زبان خویش اقدامی ندارند، پس دو خصلت را که شریف‏تر است تباه ساخته‏ اند و یک خصلت را به دست آورده ‏اند. و بعضی دیگر منکر را با زبان و قلب و دست رها ساخته‏ اند که چنین کسی از آنان، مرده ‏ای میان زندگان است«».
و تمام کارهای نیکو، و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهی از منکر، چونان قطره‏ای«» بر دریای موّاج و پهناور است، و همانا امر به معروف و نهی از منکر، نه اجلی را نزدیک می‏کنند، و نه از مقدار روزی می‏کاهند، و از همه اینها برتر، سخن حق در پیش روی حاکمی ستمکار است.
****************************
حکمت ۳۷۵
مراحل شکست در مبارزه
(سیاسی، نظامی، اخلاقی) و درود خدا بر او، فرمود: (از ابی جحیفه«» نقل شد، گفت از امیر مؤمنان شنیدم که فرمود علیهم السّلام) اوّلین مرحله از جهاد که در آن باز می‏مانید، جهاد با دستانتان، سپس جهاد با زبان، و آنگاه جهاد با قلب‏هایتان می‏باشد، پس کسی که با قلب، معروفی را ستایش نکند، و منکری را انکار نکند، قلبش واژگون گشته، بالای آن پایین، و پایین قلب او بالا قرار خواهد گرفت.

سخن بزرگان

بدون نظر »

از سخنان بزرگان :
آن که رغبتش بر توست ، یاری تو بر او واجب آید.
آن که بهره ثروتش را از خود دریغ دارد، آن را در اختیار داماداش می گذارد.
بخشش ، دشمنان را دوست می کند و بخل ، بغض فرزندان را بر می انگیزد.
کشکول شیخ بهایی

حکمتی منسوب به امیر مومنان

بدون نظر »

از دیوان منسوب به امام علی (ع ):
دو حال وجود دارد: سختی و آسایش . و نعمت و رنج همواره بر یکدیگر مباهات می کنند. اگر روزگار، جوانمرد ادیب ماهر را خیانت کند، او خیانت نمی ورزد. اگر رنجی به من برسد، همانند سنگ سخت ، بردبار می مانم . چه ، دانم که نعمت و محنت هیچیک پایدار نمی مانند.
کشکول شیخ بهایی

هوی وشهوت

بدون نظر »

گفته اند: ((هوی )) و ((شهوت )) با آن که در علت معلول و اتحاد در دلالت و مدلول ، یکی اند. در عین حال ، متفاوت اند. چه ((هوی )) ویژه رای ها و اعتقادهاست و ((شهوت )) به درک لذت ها اختصاص دارد. و ((شهوت )) از پی آمدهای ((هوی )) است و شهوت ، خاص تر است و ((هوی )) گمراه تر و آن ، عام ترست .
کشکول شیخ بهایی

حکمت های کوتاه

بدون نظر »

با پیروی از پیامبران و اولیای گذشته و نیکان ، انسان در می یابد، که هیچیک از آنان ، در طول عمر، از گرفتاریهای پیاپی، بر کنار نبوده اند. و در این مورد، خویش را در ردیف آنان میگذارد و تو را به مرتبه ای آگاه میکند، که بالاترین مراتب است .
حسین بن علی(ع ) را پرسیدند: چه کسی به ارزش ، برترین مردم است ؟ گفت : آن که نیندیشد که دنیا در دست کیست .
یکی از بزرگان گفته است : این مرگ ، نعمت هر صاحب نعمتی را تیره میدارد. پس ، نعمتی طلب کنید! که مرگی با خود نداشته باشد.
امام حسن (ع ) فرمود: مرگ ، دنیا را رسوا ساخت . که نگذاشت هیچ خردمندی به شادکامی روزگار بگذارند.

تحمل سختی ها

بدون نظر »

برای آسان ساختن مصیبت ها و کم کردن سختیها، راه های گوناگون است . اگر مصیبت با دوراندیشی همراه شود، و با عزم و اراده ، با آن ، برخورد کنند، رویدادش سبک میشود و از تاءثیر و زیان آن میکاهد.
دیگر، آن که به هنگام رویدادن مصیبت ، فنای جهان را به یاد داری، و به این نکته توجه کنی، که : دنیا پایدار نیست و هیچ آفریده ای نمیماند و بدانیکه هر روز که میگذرد، از عمر تو کاسته میشود. و میگذرد، تا پیمانه عمر تو خالی میشود. و تو از آن ، بیخبری. شاعر گفته است :
روزگار، خویش را تسلی ده ! که هیچ چیز پایدار نمی ماند و غم های تو نیز. شاید که خدا، پس از این ، از سر رحمت ، نگاهی به تو بیندازد.
دیگر این که سختی های بزرگ تر از گرفتاری تو وجود دارد.
و دیگر این که بدانی که سختی هایی که بر انسان فرود میآید، نشانه برتری اوست و محنت هایش ، نشانه شرافت او.

شاعرى گفته است : رنج های مرد، نشانه فضل اوست . چنان که آتش بوی عنبر را آشکار مى کند.
و کمتر اتفاق افتاده است که محنت فاضل ، جز به دست جاهل پدید آید و گرفتاری ((کامل )) تنها از سوی ((ناقص )) است .

دیگری گفته است :
ترا تا هست ناهمواری ای در خود، غنیمت دان !
درشتی های دور چرخ را کان هست سوهانش .

شاعرى دیگر گفته است :
پیش آمدهای روزگار، مرا ادب آموختند و انسان با ادب از پندها بهره مند مى شود. ناراحتی و نعمتی بر من نگذشت ، مگر این که از هر دو بهره مند شدم .
کشکول شیخ بهایی

حکایتی از ایاس

بدون نظر »

چون ((ایاس )) به شام رفت . کودکی کم سال بود. پیرمردی که با وی دشمنی داشت ، از وی به قاضی شکایت برد و ایاس ، بر دشمن پرخاش ‍ کرد. و قاضی او را گفت : بر او مدارا کن ! که مردی پیرست . ایاس گفت : حق از او بزرگ ترست . قاضی گفت : خاموش باش ! ایاس گفت : اگر خاموش ‍ بمانم ، چه کسی از سوی من سخن خواهد گفت ؟ قاضی گفت : حق را با تو نمی بینم . ایاس گفت : لا اله الا الله ! قاضی ، به نزد عبدالملک (بن مروان ) رفت و او را آگاه کرد. و عبدالملک گفت : کار او بساز و از شام بیرون کن که آشوبی نیانگیزد.
کشکول شیخ بهایی

حکایت (تعیین قاضی )

بدون نظر »

عمربن عبدالعزیز، به ((عدی بن ارطاه )) نوشت : از میان ((بکر بن عبدالله )) و ((ایاس بن معاویه )) یکی را قاضی بصره کن ! چون ((عدی )) نامه به هر یک نمود، از پذیرفتن خودداری کرد. پس ، آن دو را حاضر کرد و بر آن اصرار ورزید. اما، ((بکر)) گفت : بخدایی که جز او نیست ! من ، منصب قضا را شایسته نیستم . و ایاس ، از من سزاوارترست . و اگر در این گفته راست گویم . پس چگونه بپذیرم ؟ و اگر دروغ گویم ، دروغگو شایسته داوری نیست . و ایاس گفت : مردی را بر پرتگاه دوزخ چندان بداشتید که کفاره سوگندی را فدیه خویش ساخت . و ((عدی )) گفت : چون به این نکته راه بردی ، تو سزاوارتری و آنگاه او را قضا داد.
کشکول شیخ بهایی

سخن عارفان (حسن بصری )

بدون نظر »

حسن بصری را گفتند: دنیا را چگونه می بینی ؟ گفت : انتظار گرفتاری ها، مرا از توقع به آسایش باز داشته است .
**************
از سخنان حسن بصری : ای فرزند آدم ! تو در اسارت دنیایی . به خوشی هایی راضی شده ای که در گذر است . و به نعمت هایی که ناپایدارست . و به سلطنتی که ماندنی نیست . پیوسته خویش را وبال گرد می آوری و برای دیگران به جمع مال می پردازی . چون بمیری ، و بال را به گور خویش می بری و مال را به خاندان خود رها می کنی .