عمربن خطاب به نزد پیامبر (ص ) آمد، و او را بر حصیری خوابیده دید. و نقش حصیر بر بدنش مانده . عمر در آن باره با پیامبر گفت . و او (ص ) گفت : آهسته تر! این ، پادشاهی نیست ! پیامبری ست .
کشکول شیخ بهایی
در فقه آمده است که : درآن چه بدن را سودمندست ، اسراف نیست . اسراف ، آنست که مال را تلف کند و بدن را زیان دارد.
************
حکیمی گفته است : زیاده روی در خوبی ، اسراف نیست . همچنان که در اسراف ، خوبی نیست .
کشکول شیخ بهایی
حکیمی گفت : ادب ، یکی از دو منصب است و گفت : برتری ، به خرد و ادب است نه به اصل و نسب . زیرا، بی ادب ، نسب خویش تباه ساخته و بی خرد، اصل خویش گم کرده است . و گفت : ادب ، زشتی نسب را بپوشاند و وسیله رسیدن به هر برتری و شفیع آدمی به هر مذهب است .
*********************
بادیه نشینی ، پسر را گفت : ای پسر کم ! ادب ، ستونی ست که خردها را تاءیید کند و زیوری ست که نسب های غیر اصیل را زینت دهد و دانا از آن بی نیاز نیست . هر چند طبعی درست داشته باشد. زیرا، به ادب نیازمندست . تا شکوفا شود، همچنان که زمین از آب بی نیازنیست ، تا بارور شود.
کشکول شیخ بهایی
امام محمد باقر (ع ) پدران خویش از امیرالمومنین روایت کرد که : در برابر عذاب خدا، دو گونه پناه وجود دارد. یکی از آن دو، از میان رفته است و آن دیگری را پناه گیرید. اما آن امان که از میان رفت ، رسول خداست و آن که باقی ست ، آمرزش خواهی ست . خداوند بزرگ فرمود: ((وما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان معذبهم و هم یستغفرون )) و جامع نهج البلاغه گفته است : این ، از خوبی های استخراج و ظرافت های استنباط است
کشکول شیخ بهایی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایه ۳۳ سوره انفال
وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ
تا آنگاه که تو در میانشان هستی خدا عذابشان نکند و تا آنگاه که از خدا آمرزش می طلبند ، نیز خدا عذابشان نخواهد کرد
عبد الرزاق گوید:
کنیزکی از امام چهارم آب به دست او می ریخت که برای نماز وضوء سازد ابریق از دست آن کنیزک به روی آن حضرت افتاد و آن را مجروح کرد امام سر بلند کرد به جانب او، کنیزک گفت خدا میفرماید (آل عمران ۱۳۴) آنها که خشم خود از مردم فرو خورند، فرمود خشم خود را فرو خوردم کنیزک گفت و آنها که از مردم درگذرند فرمود خدا از تو بگذرد عرضکرد خدا محسنان را دوست دارد فرمود برو که تو آزادی .
______________________
آیه ۱۳۴ سوره مبارکه آل عمران
الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ
همانان که در فراخی و تنگی انفاق می کنند و خشم خود را فرو میبرند و از مردم در می گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد
ابریق =اب ریز – افتابه – آوند چرمین لوله دار که بدان وضو سازند
مردی به حسین بن علی (ع) نوشت :
مرا از خیر دنیا و آخرت آگاه کن ، به او نوشت
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
اما بعد هر که رضای خدا جوید در برابر خشم مردم خدا امورش را کفایت کند و هر که رضای مردم جوید در برابر خشم خدا، خدا او را به مردم واگذارد و السلام .
رسول خدا (ص) فرمود:
هر که از گناه خودش بدش آید و کار ثوابش او را شاد کند مؤمن است .
امام باقر (ع) فرمود:
فرشته ای به مردی گذشت که بر در خانه ایستاده بود به او گفت ای بنده خدا برای چه بر در این خانه ایستادی ؟ گفت برادری در آن دارم که میخواهم به او سلام دهم ، گفت با او خویشی نزدیک داری یا با او نیازی داری ؟ گفت نه خویشی دارم و نه نیازی به او دارم برادر دینی منست و به احترام او میخواهم از او احوال پرسی کنم و به او سلام دهم برای خدا پروردگار عالمیان ، آن فرشته گفت من از طرف خدا به تو فرستاده شدم و او به تو سلام فرستاده و میفرماید همانا مرا خواستی و از من پژوهش کردی من بهشت را به تو واجب کردم و از خشمم معاف ساختم و از دوزخ امانت دادم .
ارسطو گفت : بی نیاز، در غربت در وطن خویش است و نیازمند در وطن خوییش غریب است .
*************************
ابوالشمقمق ، شاعری ظریف و مشهور بود که به سبب ، ژندگی جامه اش از بیرون آمدن از خانه و ظاهر شدن میان مردم شرم داشت . و یکی از دوستانش به قصد تسلی دادن او از بدی حالش گفت : ای ابا الشمقمق ! ترا بشارت باد! که روایت شده است که برهنگان دنیا در آن دنیا پوشیده اند. و او گفت : اگر راست باشد، بخدا! که من در روز رستاخیز بزاز خواهم بود.
****************************
حکیمی گفت : مالی که پس از مرگ به دشمن بگذارم ، بهتر از آنست که در زندگی به دوستی نیازمند شوم . اگر دشمن تو را بیند و خواهد، بهتر از آنست که نیازمند شوی و حاجت به دوست بری
***********************************.
چون دشمن به تو نیازمند شود، دوستدار بقای تست و اگر دوست از تو بی نیاز شود، دیدارت بر او خوار آید.
***********************************
جز پنج چیز، همه دنیا زاید است . نانی که ترا سیر کند، آبی که تشنگی ات فرونشاند.، جامه ای که تو را بپوشاند.، خانه ای که در آن بنشینی .، دانشی که به کار بری ..
کشکول شیخ بهایی
فضیل عیاض گفت : نمی بینی که خداوند چگونه دنیا را از دوستان خویش دور می کند؟ و تلخی گرسنگی و عریانی و نیازمندی را به آنان می چشاند؟ همچنان که مادری مهربان ، گاه ، در قنداق فرزند خویش ((گیاه صبر)) می پاشد و گاه ((حضض مکی )) و قصد بهبود او را دارد.
*************************
حکیمی را پرسیدند: زهد چیست ؟ گفت آنست که در جستجوی نبوده نباشی ، تا بوده را از دست بدهی .
کشکول شیخ بهایی