ابن عباس که – خدا از او خشنود باد -! گفت : بنده ، آنگاه به خدا نزدیکترست که اگر چیزى خواهد، از ((او)) خواهد و آنگاه ، از او دورتر است که اگر چیزى خواهد، از ((ایشان )) خواهد.
*******************************
یکى از ناموران گفته است : آن که در علم خویش بیفزاید و به زهد خویش نیفزاید، به دورى خویش از خدا افزوده است .
***************************
جنید گفته است : روزى به نزد یکى از بزرگان طریقت رفتم و او را به نوشتن مشغول دیدم . او را گفتم : تا کى چنین مى نویسى ؟ پس کى به عمل مى پردازى ؟ و او گفت : اى ابوالقاسم ! آیا این ، عمل نیست ؟ و خاموش ماند؟ و ندانستم که در پاسخ چه گویم .
کشکول شیخ بهایی
ابى الصباح گوید: من شنیدم (مردم ) سخنى را از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) و امیر المؤ منین (علیه السلام ) و ابن مسعود نقل مى کنند، پس به نزد امام صادق (علیه السلام ) رفتم و آن را بر آن حضرت عرضه کردم ، فرمود: (آرى ) این سخن رسول خدا (صلى الله علیه و آله )است و آن را مى شناسم ، (و آن این بود که ) فرمود: رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: شخص بدبخت در شکم مادرش بدبخت است ، و سعادتمند کسى است که به دیگران پند گیرد، و زیرک ترین اشخاص مرد با تقوى و پرهیزکار است و احمق ترین احمقان شخص بزهکار و فاجر است ، و بدترین نقلها نقل کردن دروغ است ، و بدترین کارها بدعتها است و کورترین کوریها کورى دل است ، و بدترین پشیمانیها پشیمانى روز قیامت است ، و بزرگترین خطاها در پیشگاه خدا زبان دروغگو است ، و بدترین پشیمانیها پشیمانى روز قیامت است ، و بزرگترین خطاها در در پیشگاه خدا زبان دروغگو است ، و بدترین کسبها کسب ربوى (و بدست آوردن مال از ربا) است و بدترین خوراکها خوردن مال یتیم است ، و بهترین زیورها زیور مرد است به رفتن راه درست با داشتن ایمان ، و (نیز به راه درست رفتن ) بهترین چیزى است که در اختیار او است (که او را از بردگى شهوت بیرون آورد) و موجب قوام و صلاح سرانجام کارهاى او است (این معنى روى آن است که (واو) در جمله (و قوام خواتیمه ) جزء روایت باشد، و محتمل است – چنانچه مجلسى (رحمه الله علیه )گفته : (واو) را نساخ افزوده باشند) و هر که (در کار خود) پیرو شهرت طلبى باشد خداوند دروغش را بشنواند (مجلسى (رحمه الله علیه ) در معناى این جمله چند وجه گفته که از آنجمله است : هر که عمل صالحى را در پنهانى انجام دهد و سپس آن را براى خود نمائى و اطلاع یافتن مردم آشکار کند خداوند غرض او را بگوش مردم برساند و براى مردم آشکار سازد که غرض این شخص از اینکار خود نمائى بوده و عملش خالص براى حق نبوده است ).
و هر که به کار دنیا سر گرم شود بدان درماند (و مطلوب خود را از آن دریافت نکند) و هر که بلا (و فوائد و منافع و پاداش آن را) بداند بر آن شکیبائى ورزد، و هر که آن را (و منافع و پاداشش را) نداند از آن بترسد و تن بدان ندهد، شک و تردید (در اصول دین ) کفر است ، و هر که گردنفرازى و تکبر کن خدایش پست کند، و هر که فرمانبردارى شیطان کند نافرمانى خدا را کرده و هر که نافرمانى خدا کند خدایش او را عذاب کند، و هر که سپاسگزارى کند خدا بر او بیفزاید، و هر که بر بلاى سخت شکیبا باشد خدایش کمک کند، و هر که بر خدا توکل کند خدایش او را بس باشد. خدایرا به خاطر خوشنودى و رضایت یکى از خلقش به خشم نیاورید، و به هیچ یک از خلق خدا (بوسیله نافرمانى خدا) تقرب نجوئید که از خدا دور شوید، زیرا میان خداى عزوجل و هیچ یک از خلق او خصوصیتى وجود ندارد که بدانوسیله خیرى بدو رساند و یا شرى را از او دفع کند جز بوسیله اطاعت کردن او و پیروى از آنچه موجب خوشنودى او است ، و به راستى که اطاعت خدا وسیله رسیدن و کامیاب شدن به هر خیرى است که جستجو شود، و سبب نجات و رهائى از هر شرى است که از آن پرهیز گردد، و به راستى که خداى عزوجل نگاه دارد هر که را که از او فرمانبردارى کند، و نگهدارى نکند از کسیکه نافرمانیش کند، و کسى که از خداى عزوجل بگریزد گریز گاهى ندارد، و همانا فرمان خدا نازل شود و گرچه آفریدگانش خوش نداشته باشند، و هر آنچه آمدنى است نزدیک است (مانند مرگ و برزخ و قیامت ). آنچه خدا خواهد باشد و آنچه را نخواهد نباشد پس کمک کنید به نیکى و پرهیزکارى و به بدکارى و تجاوز کمک ندهید و از خدا بترسید که خداوند سخت کیفر است . ))
روضه کافی روایت ۳۹
یک روز رسول خدا (ص) بیکى از اصحابش فرمود:
اى بنده خدا دوست در در راه خدا و دشمنى کن در راه خدا مهر ورز در راه خدا و خصومت کن در راه خدا که بولایت خدا نرسى جز بدان و نیابد مردى مزه ایمان را هر چه هم نماز و روزه اش بسیار باشد تا چنین باشد و بتحقیق گردیده است بیشتر برادرى مردم در این روزگار شما در راه دنیا است ، بر سر آن با هم دوستى کنند و بر سرا آن باهم دشمنى ورزند و این نزد خدا براى آنها هیچ فایده ندارد ب آن حضرت گفت چطور بدانم که در راه خداى عز و جل دوستى و دشمنى کردم دوست خدا کیست تا پا او دوستى کنم و دشمنش کیست تا دشمن او باشم رسول خدا (ص) اشاره بعلى (ع) کرد و فرمود این مرد را مى بینى ؟ عرضکرد آرى فرمود دوست او دوست خداست او را دوست دار دشمن او دشمن خداست او را دشمن دار، دوستش را دوست دار گرچه کشنده پدرت باشد و دشمنش را دشمن دار گرچه پدر یا فرزندت باشد.
امام پنجم محمد بن على باقر فرمود:
از رسول خدا (ص) پرسیدند از بهترین بندگان خدا، فرمود آنهایند که چون خوش رفتارى کنند خرم گردند و چون بد کردارى کنند آمرزش جویند و چون عطا در یابند شکر گزارند و چون گرفتار شوند شکیبا باشند و چون خشم گیرند درگذرند.
حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام ) فرمود:امیر المؤ منین (علیه السلام ) اصحاب خود را بدین نحو سفارش مى کرد که مى فرمود:
شما را به ترس از خدا و پرهیزکارى سفارش مى کنم زیرا پرهیزکارى است که مورد رشک جوینده امیدوار و مورد اعتماد گریزان پناه جو است ، و پرهیزکارى را جامه درونى و باطنى خود قرار دهید و از روى اخلاص یاد خدا کنید تا بوسیله آن بهترین زندگى را دریابید و بدان راه نجات را به پیمائید بنگرید بدنیا نگریستن پارسائى که از آن جدا گردد، زیرا دنیا جاى گزین خود را از جاى برکند و خوشگذران آسوده دل را داغدار کند، آنچه که از دنیا رفته است امیدى به بازگشت آن نیست ، و آینده آن نیز روشن نیست که انتظارش را برند، به آسایش آن بلا و گرفتارى و به بقایش فنا و نیستى بسته است ، خوشیش آمیخته به اندوه و بقاى در آن مخلوط بناتوانى و سستى است ، دنیا چون بستانى است که چراگاهش خرم و سرسبز است و نظر بیننده را بخود جلب کند، نوشیدنیش گوارا و خاکش خوشبو است ، از ریشه هایش آب چکد و شاخه هایش نمناک باشد تا چون این گیاه زمانش فرا رسد (و بثمر رسد) و بندهاى آن محکم گردد بادى بوزد که برگها را برکند و بندها را از هم بگسلد پس چنان گردد که خدا فرموده : (خشک گردد و بادها پراکنده اش سازد، و خدا بر هر چیز تواناست ). (سوره کهف آیه ۴۵) بنگرید در دنیا که چیزهاى جالب براى شما بسیار دارد ولى کمتر چیزى از آن بشما سود دهد.
روضه کافی روایت ۳
ابو حمزه ثمالى گوید: من نشنیدم کسى را که پارساتر از على بن الحسین (علیه السلام ) باشد جز آنچه ازپارسایى على بن ابى طالب (علیه السلام ) شنیدم ، و امام على بن الحسین (علیه السلام ) چنان بود که هر گاه در باره زهد و پارسائى سخن مى گفت هر کس را در حضورش بود مى گریاند و من نامه را خواندم که در آن سخنى در باره زهد از على بن الحسین (علیه السلام ) نوشته بود و من آنرا نوشتم سپس بنزد على بن الحسین صلوات الله علیه بردم و بنظر او رساندم حضرت آنرا تصدیق کرده و تصحیح فرمود و اینک متن آن نامه :
ربیع بن خیثم را گفتند: هیچ ندیدیم که کسى را غیبت کنى . گفت : (از خویش خوشنود نیستم ، تا به نکوهش دیگران بپردازم . سپس خواند:
بر خویشتن مى گریم ، بر دیگرى نمى گریم . آنچنان به خویش مشغولم ، که به دیگران نمى پردازم .
از شیخ سعدى :
گوش تواند که همه عمر وى
نشنود آواز دف و چنگ ونى
دیده شکیبد زتماشاى باغ
بى گل و نسرین به سر آرد دماغ
گر نبود بالش آگنده پر
خواب توان کرد حجر زیر سر
ور نبود دلبر همخوابه پیش
دست توان کرد در آغوش خویش
وین شکم بى هنر پیچ پیچ
صبر ندارد که بسازد به هیچ
و بهاءالدین محمد – در پاسخ گفته است :
گر نبود خنگ مطلى لگام
زد بتوان بر قدم خویش ، گام
ور نبود مشربه از زرّتاب
با دو کف دست ، توان خورد آب
ور نبود بر سر خوان آن و این
هم بتوان ساخت به نان جوین
ور نبود جامه اطلس ترا
دلق کهن ساتر تن ، بس ترا
شانه عاج از نبود بهر ریش
شانه توان کرد به انگشت خویش
جمله که بینى ، همه دارد عوض
وز عوضش گشته میسر غرض
آن چه ندارد عوض اى هوشیار!
عمر عزیزست و غنیمت شمار!
۱-سرکشى آفت شجاعت است، تفاخر آفت شرافت است، منت آفت سماحت است، خود پسندى آفت جمال است، دروغ آفت سخن است فراموشى آفت دانش است، سفاهت آفت بردبارى است، اسراف آفت بخشش است، هوس آفت دین است.
۲- وقتى شما را دعوت کردند بپذیرید.
۳ – نیک کردار باش و از کار بد بپرهیز ببین میل دارى دیگران در باره تو چه بگویند همان طور رفتار کن و از آنچه نمیخواهى در باره تو بگویند برکنار باش.
۴- آفت دین سه چیز است: داناى بد کار و پیشواى ستم کار و مجتهد نادان.
۵ – آفت دانش فراموشیست و دانشى که بنا اهل سپارى تلف مى شود.
۶ – مانند بندگان غذا میخورم و مانند آنها بر زمین مى نشینم.
۷ – با زنان در باره دخترانشان شور کنید.
۸ – نشان منافق سه چیز است، سخن بدروغ گوید، از وعده تخلف کند و در امانت خیانت نماید.
۹ – خداوند از گناه قاتل مؤمن نمیگذرد و توبه او را نمى پذیرد.
۱۰ – خداوند عمل بدعتگذار را نمى پذیرد تا از بدعت خویش دست بردارد.
رسول خدا (ص) فرمود:
دوستى من و دوستى خاندانم در هفت موطن سودمند است که هراسى عظیم دارند هنگام مرگ و در گور، وقت بر آمدن از قبر و دریافت نامه اعمال و نزد حساب و پاى میزان و بر صراط.