صبر از نگاه امام سجاد (ع)

بدون نظر »

از امام زین العابدین بن حسین (ع )
چون به بلایى دچار شدى ؛ براى آن صبر کن ! صبرى همچون صبر دور اندیشانه بزرگواران . از گرفتارى هاى خود به مردم شکایت مبر! چه ، شکایت پروردگار مهربان خود را به مردم نا مهربان برده اى .

از مطلع الانوار درباره پیرى :

بدون نظر »

تا بود اسباب جوانى به تن
روى چو گل باشد و تن ، چون سمن
تازه بود مجلس یاران به تو
جلوه کند صفّ سواران به تو
شیفتگان ، دیده به رویت نهند
رخت هوس بر سر کویت نهند
ناز کنى ، ناز کشندت به جهان
دل طلبى ، نیز دهندت روان
نوبت پیرى چو زند کوس درد
دل شود از خوشدلى و عیش ، فرد
موى سفید از اجل آرد پیام
پشت خم از مرگ رساند سلام
خشک شود عمده بازو چو کلک
سست شود مهره گردن چو سلک
کند شود باد هوا را سنان
میل ز معشوقه بتابد عنان

از امیدى گنابادى – در شکایت از طلایه پیرى :

بدون نظر »

زود، چو شمعت فتد از سر کلاه
چند کنى موى سفیدت سیاه ؟
موى سیه گر به صد افسوس کنى
قد که دو تا کشت ، به آن چون کنى ؟
وه ! که مرا بر چهل افزود پنج
وز پى آن ، قافیه گردید رنج
من که دو مویم ز سپهر اثیر
پیش حریفیان ، نه جوانم ، نه پیر
نام نکردند جوانان به من
من نکنم نیز به پیران سخن
آن که در این مرتبه داند مرا
هیچ نداند که چه خواند مرا

در وصف پیرى از ((مخزن الاسرار)) نظامى

بدون نظر »

:
دولت اگر دولت جمشیدى است
موى سفید، آیت نومیدى است .
صبح برآمد چو سوى مست خواب
کز سر دیوار گذشت آفتاب
رفت جوانىّ و تغافل به سر
جاى دریغست ، دریغى بخور!
گمشده هر که چو یوسف بود
گم شدنش ، جاى تاءسف بود
فارغى از قدر جوانى که چیست
تا نشوى پیر، ندانى که چیست
گرچه جوانى همه چون آتشست
پیرى تلخست و جوانى خوشست
شاهد باغست درخت جوان
پیر شود، برکندش باغبان
شاخ ‌تر از بهر گل نوبرست
هیزم خشک از پى خاکسترست

حکایتی خواندنی

بدون نظر »

زنى بادیه نشین ، بر کنار گور پدر ایستاد و گفت : اى پدر! عوض نبودن ترا از خداوند خواهم خواست و در سوگ تو از پیامبر خدا(ص ) پیروى مى کنم . سپس گفت : پروردگارا! بنده تو، تهیدست است ، و بى نیاز از آن چه که در دست بندگان تست و مستمند بدانچه در اختیار تست ، بر تو وارد شد. اى بخشنده ! تو، تنها پروردگارى هستى که آرزومندان به درگاهش فرود مى آیند و نیازمندان از فضل او بى نیاز مى شوند و گناهکاران در وسعت رحمت او آرام مى گیرند. پروردگارا! مهمانخانه رحمت تو، محلّ پذیرایى مهمانان تست و بهشت تو، جایگاه آسایش ‍ آنانست . سپس بگریست و به راه خود رفت

با چه کسی همنشین شویم

بدون نظر »

حـضـرت صادق (ع ) فرمود: امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: باکى نیست بر تو که با شخص خردمند همنشین شوى اگر چه کرم (جوانمردى و جود و بخشش ) او را نپسندى (و از ایـن ناحیه نفعى از او نبرى ) ولى از خرد او منتفع شو، و از اخلاق بدش بپرهیز، و هیچگاه هـم نشینى با شخص کریم را از دست مده اگر چه از خرد او سودى نبرى ولى با خرد خود از کرم او سود ببر، و بگریز هر چه مى توانى از هم نشینى با شخص پست و بى خرد.
اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه رفاقت و هم نشینى با او لازم است روایت ۱
*********************************************
ابـو عـدیـس گـویـد: حضرت باقر (ع ) فرمود: اى صالح (ظاهر اینست که صالح نام ابـوعدیس بوده ) پیروى کن از کسیکه تو را مى گریاند و اندرزت مى دهد، و پیروى مکن از آنکه تو را بخنداند و گولت زند، و بزودى همگى بر خدا درآئید و بدانید.
اصول کافی جلد ۴ باب کسیکه رفاقت و هم نشینى با او لازم است روایت ۲
*****************************************
ادامه نوشتار »

آداب معاشرت

بدون نظر »

مـحـمـد بـن مـسلم گوید: حضرت باقر (ع ) فرمود: با هر که آمیزش دارى اگر توانى دست عطایت را بسر آنها کشى و بآنها خیرى برسانى بکن .
اصول کافی جلد ۴ باب خوش سلوکی با مردم روایت ۱
***************************
ابـى الربـیـع شـامـى گـویـد: وارد شدم بر حضرت صادق (ع ) دیدم که اطاق پر از جـمـعـیـت اسـت از خـراسـانـى و شامى و سایر بلاد و من جائى که بنشینم نیافتم ، حضرت صـادق (ع ) تـکـیـه کـرده بـود پـس روى دو پـا نـشـسـت و فـرمـود: اى شـیـعـه آل محمد آگاه باشید که از ما نیست آنکس که هنگام خشم نتواند خوددارى کند، و (از ما نیست ) کـسیکه با هم نشین خود خوش رفتارى نکند، و با هم خوى خود خوش خلقى نکند، و با رفیق خـود رفـاقـت نـکـنـد، و بـا هـمـسایه خود خوش ‍ همسایگى نکند، و با هم خوراک خود مراعات خـوراک نـکـنـد، اى شـیـعـه آل مـحـمـد تـا بـتـوانـیـد از خـدا بـپـرهـیـزیـد و لا حول و لا قوه الا بالله
اصول کافی جلد ۴ باب خوش سلوکی با مردم روایت ۲
***************************
ادامه نوشتار »

سخنی از امام حسین (ع)

بدون نظر »

مردى نزد امام حسین (ع) آمد و از او خواهشى کرد در پاسخ او فرمود:به درستی سؤال خوب نیست مگر براى پرداخت غرامت سنگین، یا بینوائى خاک‏نشین، یا تعهد مالى مهم. آن مرد گفت من جز براى یکى از اینها نیامدم و دستور داد صد اشرفى به او دادند.

پاسخ امام حسین (ع) به سؤالات پادشاه روم‏

بدون نظر »

پاسخ آن حضرت بسؤالات پادشاه روم‏

(هنگامی که نزد او و یزید بن معاویه فرستاد در ضمن خبر مفصلی است که اندازه حاجتش بر گرفتیم) از آن حضرت در باره کهکشان پرسید و از هفت چیز که خدا آنها را آفریده و در رحم مادر نبودند.

امام حسین از این سؤال خندید، و باو عرض کرد برای چه خندیدی ؟ فرمود: برای اینکه تو از چیزهائی پرسیدی که نظر بنهایت علم چون خاشاکی باشند در پهنای دریا.

کهکشان کمان خدا است و آن هفت چیز که در رحم آفریده نشدند نخست آدم (ع) است و سپس حوا، و آن کلاغ، و کبش ابراهیم، و ناقه خدا (که معجزه صالح بود)، و عصای موسی ، و پرنده‏ای که عیسی ساخت و جانش داد.

سپس در باره روزی بنده‏های خدا پرسش کرد و پاسخ داد که روزی بنده‏ها در آسمان چهارم است و خدا آن را کم یا بیش از آنجا فرود می ‏آورد.

سپس پرسید که ارواح مؤمنان در کجا گرد آوری میشوند؟ فرمود: زیر صخره بیت المقدس در شب جمعه و آن عرش نزدیک خدا است که از آن زمین پهناور شده و بر آن در نور دیده شود و از آن آسمان بر پا شده، و اما ارواح کفار در این دنیا گردآوری شوند در حضرموت که پشت شهر یمن است سپس خدا آتشی از مغرب و آتشی از مشرق برانگیزد که میان آنها دو باد است و همه مردم بسوی این صخره محشور شوند در همان بیت المقدس و در سمت راست آن صخره باز داشت شوند و بهشت برای پرهیزکاران خودنمائی کند، و دوزخ در سمت چپ آن صخره است در عمق آن زمین و فلق و سجین در آنست و همه مردم از نزد صخره پراکنده شوند، و هر کس را بهشت باید از نزد صخره در آن در آید و هر که را دوزخ سزد از نزد صخره بدان رود.

وصف امیر المومنین از زبان رسول خدا(ص)

بدون نظر »

رسول خدا (ص) فرمود ایا مردم کیست که از خدا راست گفتارتر و راست حدیث تر باشد گروه مردم به راستى پروردگار شما جل جلاله بمن دستور داده على (ع) را علم و امام شما نمایم و خلیفه و وصى سازم و او را برادر و وزیر گیرم
گروه مردم على باب هدایت است پس از من و داعى بپروردگار من است و اوست صالح مؤمنان
کیست گفتارش بهتر باشد از کسى که بسوى خدا دعوت کند و کار شایسته کند و گوید که من از مسلمانانم ،
گروه مردم ، به راستى على از من است فرزندش فرزند من است و شوهر حبیبه من است فرمانش ‍ فرمان من است و نهیش نهى من ،
گروه مردم ، بر شما باد فرمانش برید و از نافرمانیش درگذرید زیرا طاعتش طاعت من است و معصیت او معصیت من ،
گروه مردم ، به راستى على (ع) صدیق این امت است و فاروق و محدث آن ، او هرون و آصف و شمعون آن است و باب حطه و او کشتى نجات آن طالوت و ذو القرنین آن ،
گروه مردم ، او وسیله آزمایش بشر و حجه عظمى و آیت کبرى و امام اهل دنیا و عروه الوثقى است

گروه مردم على با حق است و حق با او و بر زبانش ،
گروه مردم ، على قسیم دوزخ است دوست او وارد آن نشود و دشمنش از آن نجات نیابد
او قسیم بهشت است دشمنش وارد آن نگردد و دوستش از آن منصرف نشود،
گروه مردم اصحاب من شما را اندرز دادم و رسالت پروردگارم را بشما رساندم ولى شما ناصحان را دوست ندارید این را بگویم و براى خود و شما آمرزش جویم .