دوای پیری

بدون نظر »

از سلامان و ابسال جامی :
کرد پیری عمر او هشتاد سال
از حکیمی حال ضعف خود سؤال
گفت : دندانم ز خوردن گشته سست
ناید از وی شغل خاییدن درست
منتی باشد ز تو بر جان من
گر بری این سستی از دندان من
گفت با او پیر دانشور حکیم
کای دلت از محنت پیری دونیم
چاره ضعف ز پس هشتاد سال
جز جوانی نیست . وین باشد محال
رشته دندان تو گردد قوی
گر ازین هشتاد، چل واپس روی
لیک ، چون واپس شدن مقدور نیست
گر به این سستی بسازی ، دور نیست
چون اجل از تن جدایی بخشدت
از همه سستی ، رهایی بخشدت
بود که بیند و رحمی نماید ای همدم !
ز گریه پاک مکن چشم خونفشان مرا!

کشکول شیخ بهایی

معنی زهد

بدون نظر »

در (احیاء)(العلوم ) از یحیی معاذ (رازی ) نقل شده است که می گفت : زاهد راستین ، کسی ست که روزیش آن چه یابد، باشد و جامه ، آن چه پوشد و مسکنش به جایی از زندان دنیا که در آن گنجد و دوری از خلق جای آسایش او و گورش خوابگاه او و اندیشه اش پندگیری او و قرآن گفتار او و خدا انیس او و یاد خدا رفیق او و زهد همنشین او و اندوه کار او و شرم شعار او و گرسنگی خورش او و حکمت سخن او و خاک بستر او و تقوا توشه راه او و خاموشی بهره او و شکیبایی تکیه گاه او و توکل حسب و نسب او و خرد راهنمای او و عبادت پیشه او و بهشت پایان آرزوی او .

کشکول شیخ بهایی

احترام به پدر و مادر

بدون نظر »

بدان ! که پروردگار عزیز و بزرگ ، نیاز تو را به پدر و مادر دانست . از این رو، تو را در نزد آنان گرامی داشت . که نیازی به سفارش کردن درباره تو، به آنان نبود . و پروردگار، بی نیازی آنان را از تو دانست و از این رو، آنان را درباره تو سفارش کرد . و در حدیث آمده است که : (علی بن الحسین ) (ع ) فرزند خویش (زید) را گفت : ای پسرکم ! پروردگار، تو را به من خشنود نساخت . از این رو، مرا به تو سفارش کرد . اما مرا به تو خرسند ساخت و از تو مرا سفارش کرد . پس . – خدا تو را توفیق دهاد! – تفاوت میان این دو را بدان ! و با خرد خویش ، میان این دو فرق بگذار! آنگاه ، بنگر! که خرد روشن تو، لزوم سپاسگزاری ترا به نعمت دهنده ات سفارش می کند و بنگر! که از آدمیان ، کسی هست که بیش از پدر و مادر بر تو حق داشته باشد؟ و کسی هست که بیش از آنان ، در خور سپاس و نیکی تو باشد؟ پس آن را با گرامیداشت و بزرگداشت و فرمانبری و اطاعت ، تا آنگاه که زنده اند، پاسخ بگوی ! و از آنان بخشش بخواه و حق آنان را ادا کن ! و پس از مرگ نیز با دیدار خاکشان دین خویش را ادا کن ! همچنان که دوست داری که فرزندانت ، به روزگار زندگی و پس از مرگت ، با تو چنان کنند .

کشکول شیخ بهایی

سخن حکما

بدون نظر »

آن که به چیزی پست خشنود شود، به دنیا خرسندست .

کسی که از خصومت رو بگرداند، بر ترک آن ، دریغ نمی خورد .

بر درازی روزگار دوستی تکیه مدار! و هر زمان عهد مودت تازه دار! که دوستی طولانی ، چون نو نشود، رنگ کهنگی گیرد

خردمند، با خودکامه رای نزند .

همنشینی ، در کم گویی و زود برخا
آسان ترین کار، به دشمنی پای نهادن است و دشوارترین ، از آن بیرون رفتن .

هر گاه همنشین تو، از کسی به بدی یاد کند، بدان که تو دومینی

از کسی که پایگاه ترا بیش از اندازه بالا برد بپرهیز!

چیره ترین مردم ، پادشاه ستمکار است و زن مسلط بر مرد

چون بر وکیل خویش شک بردی ، خاموش باش . و بر آن چه در دست او داری ، وثیقه بگیر!

گرامی ترین همنشینی ، همنشینی با کسی ست که دعوی ریاست ندارد، و پایگاه آن را دارد .

کشکول شیخ بهایی

امثال وحکم در مورد بخشش

بدون نظر »

امام علی (ع ) فرمود: برادرت را به نيكی كردن بر وی سرزنش كن ! و بدی او را با بخشش ، به خودش بازگردان !
**********
يوسف نحوی گفت : دست سه گونه است : دست سفيد، دست سبز و دست سياه . دست سفيد: آغاز در كار نيك است و دست سبز: پاداش به كار نيك است و دست سياه : نيكی همراه با منت است .
*****************
ديگری گفته است : (گاه ) دو نام متضاد به يك معنی ديده می شود. مثل : فروتنی و بزرگواری با پاداش دادن به نيكوكاران ، بدكاران را زجر ده !
*************
و گفته اند: آن كه راز خويش بپوشاند، خوبی را در اختيار دارد. و نيز: مالی كه ترا پند دهد، از دست تو نرفته است .
کشکول شیخ بهایی

عاقبت سرکشی خدا شناسان

بدون نظر »

در حديث از پيامبر(ص ) آمده است كه خدا گفت : چون بنده خداشناسی سركشی كند، خدا ناشناسی را بر او چيره گردانم .
کشکول شیخ بهایی

حکایتی پند آموز

بدون نظر »

از كتاب ((مزار)) درباره صبر: بيهقی ، از ((ذوالنون مصری روايت كرد، كه گفت : در طواف بودم كه دو زن را ديدم و يكی از آن دو، می گفت : بر مصيبت هايی صبر كردم كه اگر برخی از آن ها بر كوه های ((حنين )) فرود می آمدند، از هم می پاشيدند. اشك خويش نگه داشتم . سپس آن را به چشم باز گرداندم تا آن را به دل بريزد)) گفتمش : غمت از چيست ؟ گفت : به مصيبتی دچار آمده ام كه هيچگاه كسی دچار نشده است . گفتم : آن چيست ؟ گفت : دو پسر داشتم كه با هم بازی می كردند. و پدرشان گوسفندی قربانی كرده بود. كه يكی از آن دو، به ديگری گفت : برادر! بگذار تا به تو نشان دهم كه پدرمان چگونه گوسفند را قربانی كرد. و برخاست و كاردی آورد و او را كشت و گريخت . آنگاه ، پدرشان از در آمد و به او گفتم : فرزندت برادرش را كشت و گريخت . پدر بيرون رفت و او را گرفت و همانند درنده ای او را از هم دريد و باز گشت و از تشنگی و گرسنگی در راه مرد.
کشکول شیخ بهایی

خطبه ای از پیامبر اکرم (ص) فرمان برداری از خدا

بدون نظر »

ای مردم ! خود را به زيور فرمانبرداری از خدا بياورييد! و لباس قناعت و خوف از پروردگار را بر اندام خويش بپوشانيد و آخرت را برای خويش ‍ مسلم سازيد! و برای قرارگاه جاودانی خود بكوشيد! و بدانيد! كه بزودی كوچ خواهيد كرد. و به سوی خدا می رويد. و در آن جهانی ، جز كار نيكو، كه از پيش فرستاده ايد، يا پاداش پسنديده ای كه پيش از آن آماده كرده ايد، بهره ديگری نخواهد داشت . بهره شما، از كردار نيكی ست ، كه پيش از خود فرستاده ايد و پاداش شما، شايسته اعمالی ست كه به جا آورده ايد.
هان ! كه زيورهای دنيا، شما را نفريبد و از مراتب بهشت باز ندارد! و آن روز كه پرده های ترديد برداشته شود، هر انسانی به جايگاه خويش ‍ می رسد و آرامگاه خويش را می بيند
کشکول شیخ بهایی

امثال وحکم

بدون نظر »

روزها پنج است : روز گمشده (مفقود)، روز كنونى (مشهود)، روز آينده (مورود)، روز وعده (موعود) و روز پايدار(ممدود)
اما، روز گمشده ، ديروز تو بود كه با زياده روى خويش ، آن را از دست داده اى .
روز اكنون تو، آن است كه در آنى . پس ، از طاعات خويش ، توشه آخرت بساز!
روز آينده ، فرداى تو است و نمى دانى ، كه از روزهاى عمر تو هست ؟ يا نه ؟
روز وعده ، واپسين روزهاى زندگى تست ، همواره آن را پيش چشم دار!
روز پايدار آخرت تو ست و آن ، روزيست كه بر تو نمى گذرد. در باره آن ، كوشش خويش به كار بر! و آن يا بر تو نعمت جاويد است و يا عذاب پايدار.
کشکول شیخ بهایی

یک تلنگر

بدون نظر »

عارفى گفته است :
چون پدر ما – آدم – پس از آن كه به او گفته شد:((اسكن انت و زوجك الجنة ))(تو و همسرت ، در بهشت آرام گيريد – سوره 2 – آيه 35) از او يك گناه سر زد و از بهشت رانده شد. ما چگونه اميد داريم كه با گناه ورزى هاى پى در پى ، به بهشت رويم ؟
مؤلف ، اين ابيات را در همين مضمون در كتاب ((سفر حجاز)) به فارسى سروده است :
جد تو، آدم ، بهشتش جاى بود
قدسيان كردند بهر او سجود
يك گنه چون كرد، گفتندش تمام
مذنبى ، مذنب ، برو! بيرون خرام
تو طمع دارى كه با چندين گناه
داخل جنت شوى اى رو سياه
کشکول شیخ بهایی