حکمت های نهج البلاغه 140تا 145

بدون نظر »

حکمت 140
قناعت و بي ‏نيازي
(اقتصادي ) و درود خدا بر او، فرمود: آن که ميانه روي کند تهيدست نخواهد شد.
حکمت 141
راه آسايش
(اجتماعي ، اقتصادي ) و درود خدا بر او، فرمود: اندک بودن تعداد زن و فرزند يکي از دو آسايش است.
حکمت 142
دوستي ‏ها و خردمندي
(اخلاقي ، اجتماعي ) و درود خدا بر او، فرمود: دوستي کردن نيمي از خردمندي است.
حکمت 143
غمها و پيري زودرس
(اخلاقي ، بهداشت رواني ) و درود خدا بر او، فرمود: اندوه خوردن، نيمي از پيري است.
حکمت 144
تناسب بردباري با مصيبت‏ها
(اخلاقي ، معنوي ) و درود خدا بر او، فرمود: صبر به اندازه مصيبت فرود آيد، و آن که در مصيبت بي ‏تاب بر رانش زند، اجرش نابود مي ‏گردد.
حکمت 145
عبادتهاي بي ‏حاصل
(اخلاقي ، معنوي ، عبادي ) و درود خدا بر او، فرمود: بسا روزه‏ داري که بهره‏ اي جز گرسنگي و تشنگي از روزه‏ داري خود ندارد، و بسا شب زنده‏ داري که از شب زنده‏ د اري چيزي جز رنج و بي ‏خوابي به دست نياورد خوشا خواب زيرکان، و افطارشان

در وصف پيرى از ((مخزن الاسرار)) نظامى

بدون نظر »

:
دولت اگر دولت جمشيدى است
موى سفيد، آيت نوميدى است .
صبح برآمد چو سوى مست خواب
كز سر ديوار گذشت آفتاب
رفت جوانىّ و تغافل به سر
جاى دريغست ، دريغى بخور!
گمشده هر كه چو يوسف بود
گم شدنش ، جاى تاءسف بود
فارغى از قدر جوانى كه چيست
تا نشوى پير، ندانى كه چيست
گرچه جوانى همه چون آتشست
پيرى تلخست و جوانى خوشست
شاهد باغست درخت جوان
پير شود، بركندش باغبان
شاخ ‌تر از بهر گل نوبرست
هيزم خشك از پى خاكسترست