علامه مجلسی رحمه اللّه فرموده كه چون عبداللّه به سنّ شَباب رسيد نور نبوّت از جبين او سـاطـع بـود، جميع اكابر و اشراف نواحی و اطراف آرزو كردند كه به او دختر دهند و نـور او را بـربـايـنـد؛ زيـرا كـه يـگـانـه زمـان بـود در حـُسـن و جـمـال . و در روز بـر هر كه می گذشت بوی مُشك و عَنْبَر از وی استشمام می كرد و اگر در شـب مـی گـذشـت جـهـان از نـور رويـش روشـن مـی گـرديـد و اهـل مـكـّه او را (مـِصـْبـاح حـَرَم ) مـی گـفتند
ادامه نوشتار »