عشق گسترده است خوانی بهر خاصان خدا

بدون نظر »

عشق گسترده است خوانی بهر خاصان خدا
میزند هر دم صلائی سارعوا نحواللقا
بر سرخوانش نشسته قدسیان ساغر بکف
هین بیائید اهل دل اینجاست اکسیر بقا
یا عبادالله تعالوا اشربوا هذا الرحیق
یا عبادالله تعالوا مبتغاکم عندنا
سوی ماآئید مخموران صهبای الست
تا برون آریمتان از عهدهٔ قالوا بلی
دلگشا بزمی زاسباب طرب آراسته
بهرهر غمدیدهٔ اندوهگین مبتلا
باده و نقلست و مطرب ساقیان مهربان
ماه رویان جعد مویان نیکخویان خوشلقا
هر یکی از دیگری در دلبری چالاکتر
هر یکی بر دیگری سبقت گرفته در صفا
میکنند از جان باستقبال اهل دل قیام
خذ مداماً یا اخانا خیرمقدم مرحبا
هر که نوشد ساغر می از کف آن ساقیان
سیئّاتش میشودطاعات و طاعات ارتقا
هر که نوشد جرعهٔ زان زنده گردد جاودان
هر که گردد مست از آن یابد بقا اندرفنا
جاهلان گردند دانا مردگان گردند حی
عاقلان گردند مست و عارفان بی منتها
الصلا ای باده نوشان می ازاین ساغر کشید
تا بیک پیمانه بستاند شماه را از شما
می براق عاشقان مستی بود معراجشان
میبرد ارواحشان را از زمین سوی شما
الصلا ای عاقلان با عشق سودائی کنید
هر که نوشد باده اش گیرد زمستی سودها
الصلا ای طالبان معرفت عاشق شوید
تا بیاموزد شما را عشق حق اسرارها
الصلا ای غافلان عشق آیت هشیاریست
هر که خواند گردد او ذکر خدا سرتا بپا
الصلا ای سالک گم کرده ره اینست ره
الصلا ای کور گم کرده عصا اینک عصا
آید از غیب این ندا هر دم بروح خاکیان
سوی بزم عشق آید هر که میجوید خدا
نیست عیشی در جهان مانند عیش بزم عشق
فیض را یا رب ببزم عشق خود راهی نما
فیض کاشانی

گفتاری در مورد عشق

بدون نظر »

صاحب ((ريحان و ريعان )) گويد: ((حب )) آغازش ((هوی )) است . بعد، ((علاقه )) پس از آن ((خويشتن داری ))، سپس ((وجد))، آنگاه ((عشق )) – و عشق نامی ست برای مرحله افزون بر ((حب )). – و پس ، ((شغف )) (يعنی دلباختگی ) و آن : سوزش دلست از فرط محبت ، همراه بالذت حاصل از آن – و همچنين است : ((لوعه )) و ((لاعج )) و غرام . – سپس ((جوی )) است . و آن ، عشق باطنی ست . و ((تيتيم )) و ((سبل )) و ((هيام )) كه شبيه به ديوانگی ست و پزشكان ، عشق را از گونه های ماليخوليا دانسته اند
****************
شيخ الرئيس (بوعلی سينا) در رساله عشق می نويسد: عشق ، در همه موجودات از مجردات و فلكيات و عنصريات و معدنيات و جانوران وجود دارد. حتی رياضی دانان معتقدند كه در اعداد هم حقيقت عشق وجود دارد و در اعداد متحاب نيز نمونه ای از عشق مشاهده می شود.
به همين مناسبت ، بر اقليدس اعتراض كرده اند كه وی به حقيقت اين گونه از اعداد پی نبرده است .
کشکول شیخ بهایی.

حکمت های نهج البلاغه 111 تا 120

بدون نظر »

حکمت 111
عشق تحمّل ناشدنى امام على عليه السّلام
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: (پس از بازگشت از جنگ صفّين، يکى از ياران دوست داشتنى امام، سهل بن حنيف از دنيا رفت.) اگر کوهى مرا دوست بدارد، در هم فرو می ريزد. (يعنى مصيبت‏ها، به سرعت به سراغ او آيد، که اين سرنوشت در انتظار پرهيزکاران و برگزيدگان خداست، همانند آن در حکمت 112 آمده است)
حکمت 112
مشکلات شيعه بودن
(اعتقادى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس ما اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را دوست بدارد، پس بايد فقر را چونان لباس رويين بپذيرد. (يعنى آماده انواع محروميّت‏ها باشد)
«اين کلمات را به معانى ديگرى تفسير می ‏کنند که اينجا جاى ذکر آن نيست»
ادامه نوشتار »