سخن حکما

بدون نظر »

حكيمی گفته است : عاقل را سزاوار است كه بداند كه خيری در مردم نيست . و نيز بداند كه از آن ناگزيرست . و اگر اين بداند، چندان كه مقتضی ست با آنان در آميزد.
***************
مردی ، حكيمی را دشنام داد. حكيم تغافل كرد. مرد گفت : منظور من تويی و حكيم گفت : و چنين است كه از تو چشم پوشيدم .
***************
و گفته اند: زبان عاقل در پس دل اوست و دل نادان ، در پس ‍ زبانش .

***************
حكيمی گفته است : صبر دو گونه است : صبر آن چه ناخوش آيند است و صبر بر آن چه كه دوست داشتنی ست . اما، شديدتر از اين دو، صبر نفوس ‍ است .
کشکول شیخ بهایی

حکایتی پند آموز

بدون نظر »

از كتاب ((مزار)) درباره صبر: بيهقی ، از ((ذوالنون مصری روايت كرد، كه گفت : در طواف بودم كه دو زن را ديدم و يكی از آن دو، می گفت : بر مصيبت هايی صبر كردم كه اگر برخی از آن ها بر كوه های ((حنين )) فرود می آمدند، از هم می پاشيدند. اشك خويش نگه داشتم . سپس آن را به چشم باز گرداندم تا آن را به دل بريزد)) گفتمش : غمت از چيست ؟ گفت : به مصيبتی دچار آمده ام كه هيچگاه كسی دچار نشده است . گفتم : آن چيست ؟ گفت : دو پسر داشتم كه با هم بازی می كردند. و پدرشان گوسفندی قربانی كرده بود. كه يكی از آن دو، به ديگری گفت : برادر! بگذار تا به تو نشان دهم كه پدرمان چگونه گوسفند را قربانی كرد. و برخاست و كاردی آورد و او را كشت و گريخت . آنگاه ، پدرشان از در آمد و به او گفتم : فرزندت برادرش را كشت و گريخت . پدر بيرون رفت و او را گرفت و همانند درنده ای او را از هم دريد و باز گشت و از تشنگی و گرسنگی در راه مرد.
کشکول شیخ بهایی

حگمت های نهج البلاغه 186تا 190

بدون نظر »

حکمت 186
آينده سخت ستمکاران
(اخلاقي ، سياسي ) و درود خدا بر او، فرمود: آغاز کننده ستم، در قيامت انگشت به دندان مي ‏گزد.
حکمت 187
ضرورت ياد قيامت
(اخلاقي ) و درود خدا بر او، فرمود: کوچ کردن نزديک است
حکمت 188
ضرورت حق گرايي
(اخلاقي ، اعتقادي ) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس که با حق در آويزد نابود مي ‏گردد.
حکمت 189
ارزش صبر و خطر بي ‏تابي
(اخلاقي ) و درود خدا بر او، فرمود: کسي را که شکيبايي نجات ندهد، بي ‏تابي او را هلاک گرداند.
حکمت 190
معيار امامت
(اعتقادي ، معنوي ) و درود خدا بر او، فرمود: شگفتا آيا معيار خلافت، صحابي پيامبر بودن است امّا صحابي بودن و خويشاوندي ملاک نيست.
(از امام شعري در همين مسئله نقل شد که به ابا بکر فرمود) اگر ادّعا مي ‏کني با شوراي مسلمين به خلافت رسيدي ، چه شورايي بود که رأي دهندگان حضور نداشتند و اگر خويشاوندي را حجّت مي ‏آوري ، ديگران از تو به پيامبر نزديک‏تر و سزاوارترند«».

قصار الحکم نهج البلاغه 151 تا 155

بدون نظر »

حکمت 151
ضرورت آينده نگري
(اخلاقي ) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس را پاياني است، تلخ يا شيرين.
حکمت 152
توجه به فنا پذيري
(اخلاقي ) و درود خدا بر او، فرمود: آنچه روي مي ‏آورد، باز مي ‏گردد، و چيزي که باز گردد گويي هرگز نبوده است
حکمت 153
صبر و پيروزي
(اخلاقي ، سياسي ) و درود خدا بر او، فرمود: انسان شکيبا، پيروزي را از دست نمي ‏دهد، هر چند زمان آن طولاني شود.
حکمت 154
اهميّت نيّت‏ها
(اخلاقي ، سياسي ) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که از کار مردمي خشنود باشد، چونان کسي است که همراه آنان بوده و هر کس که به باطلي روي آورد، دو گناه بر عهده او باشد، گناه کردار باطل، و گناه خشنودي به کار باطل.
حکمت 155
ضرورت پايبندي به عهد و پيمان
(اخلاق اجتماعي ) و درود خدا بر او، فرمود: عهد و پيمان‏ها را پاس داريد به خصوص با وفاداران.