رساله حقوق بخش 1

بدون نظر »

ابوحمزه ثمالي گويد:
امام سجاد عليه السلام فرمود:
حق خداي اكبر، بر تو اين است كه :
او را عبادت كني و چيزي را شريك او قرار ندهي ، پس اگر تو با اخلاص ، اين عمل را به جاي آوري ، خداوند بر خود چنين قرار داده كه امر دنيا و آخرتت را كفايت كند.
حق جان تو، بر خودت اين است كه :
آن را در طاعت خداوند به كارگيري .
حق زبان ، گرامي داشتن آن از دشنام و عادت دادنش به خير و ترك ياوه گويي كه فايده اي در آن نباشد. و نيكي با مردم و خوش گفتاري با آنان است .
حق گوش ، منزه داشتن آن از غيبت ، و آنچه كه نبايد بشنوي حق چشم ، اين است كه آن را از محرمات فروبندي . و نگاه كردن با آن را وسيله عبرت قراري دهي .
حق دستت ، اين است كه آن را به سوي چيزي كه بر تو حلال نيست ، نگشايي .
حق پايت ، اين است كه به سوي محرمات راه نسپاري ، چرا كه با اين پاها بر صراط مي ايستي .
پس بنگر، تا تو را نلغزاند تا در دوزخ افتي .
و حق شكم ، آن است كه آن را ظرفي براي حرام نسازي ، و بيشتر از حد سيري نخوري

رعايت حقوق ديگران

بدون نظر »

حقوق ديگران از نظر امام سجاد (ع)
حق خيرخواه تو ، اين است كه :
نسبت به وى تواضع كنى .
به سخنانش خوب گوش فرا دهى . اگر درست گفت ، خداى عزوجل را حمد گويى ، و اگر درست نگويد، بر او رحمت آورى ، و او را متهم نسازى ، و بدانى كه او خطا كرده است . و از روى عمد سخن نگفته است . و او را بر آن خطا مواخذه نكنى ، مگر اينكه واقعا شايسته توبيخ باشد. كه در اين حالت بايد به كار او اعتنا نكنى و توفيق تنها از خداست .
حق بزرگسال ، اين است كه :
او را به جهت سن او، بزرگ بدارى . براى تقدم در اسلام كه پيش از تو مسلمان بوده
در اجلال او بكوشى ، نزد دشمنان با او روبرو نشوى ، در راه بر او سبقت نگيرى ، با او كودكانه رفتار نكنى ، او را به نادانى نسبت ندهى . و اگر با تو سبكى كرد، تحمل كنى . و به جهت حق و حرمت اسلام ، به او اكرام كنى .
حق كوچكتر، از تو در سن ، اين است كه :
در تعليم به رحم آورى ، بر او ببخشايى و بر زشتى او پرده پوشى كنى ، با او مهربان باشى و به كمكش بشتابى .
حق كسى كه از تو چيزى مى خواهد. اين است كه به اندازه نيازش به او ببخشى .
حق كسى كه از وى درخواست مى كنى ، اين است كه اگر خواسته تو را به تو بخشيد، با تشكر و معرفت فضلش از او بپذيرى . و اگر از تو دريغ داشت . عذر او را بپذيرى .
حق كسى كه تو را در راه خدا خشنود سازد، اين است كه اول خداى تعالى را حمد گويى . سپس از او تشكر كنى .
حق كسى كه با تو بد مى كند، اين است كه : او را عفو كنى و اگر بدانى كه اين عفو تو ضرر دارد، از ديگران در برابر بدرفتارى او كمك بخواهى ، كه خداى تبارك و تعالى فرمود:
و لمن انتصر بعد ظلمه ، فاولئك ما عليهم من سبيل
و هر كس ، پس از ظلمى كه بر او شده است ، براى دفع ظلم از ديگران يارى طلبد، بر او هيچ حرجى نيست

رعايت حقوق همنشينان

بدون نظر »

حقوق همنشینان از نظر امام سجاد (ع)
حق كسى كه به تو نيكى كرده ، اين است كه :
او را سپاس گويى ، و احسان او را به ياد داشته باشى ، و ميان خود و خدا برايش خالصانه دعا كنى . هنگامى كه چنين كردى ، در نهان و آشكارا، او را شكر گزارده اى . سپس اگر قدرت يافتى ، به او عوض هم بدهى .
حق همنشين تو، اين است كه :
با او به نرمى رفتار كنى ، و با او نيكو سخن گويى ، از مجلس خود، جز به اجازه او بر نخيزى ، و كسى كه پيش تو بنشيند، بى اجازه تو مى تواند برخيزد.
بايد لغزشهاى همنشين خود را فراموش كنى . نيكى هاى او را در ياد خود نگاه دارى . و جز سخن خير با او نگويى .
حق همسايه ات ، اين است كه :
او را در غيابش حفظ كنى ، و در حضورش بزرگ دارى ، و اگر به او ستم شد ياريش كنى . در پى عيب او نباشى .
و اگر زشتى در او سراغ داشتى ، بر او بپوشانى .
اگر مى دانى كه نصيحت تو را مى پذيرد، در خلوت به خير خواهى او بنشينى .
او را در سختى رها نكنى .
از لغزش او درگذرى .
گناهش را ببخشى ، با او كريمانه معاشرت كنى ، و قوتى جز به يارى خدا نيست .
حق رفيق ، اين است كه :
با تفضل و انصاف با او مصاحبت كنى .
او را بزرگ بدارى ، چنان كه تو را بزرگ مى دارد. نگذارى در نيكى هاى به يكديگر، بر تو سبقت بجويد. اما اگر از تو سبقت گرفت ، در ازاى كار نيك بهتر از او پاسخ دهى .
دوستش بدارى ، آنگونه كه تو را دوست مى دارد.
اگر اراده گناهى كرد، او را از ارتكاب به آن باز دارى . بر او رحمت باش و عذاب مباش . ولا قوة الا بالله .
اما حق شريك ، آن است كه :
اگر غايب شد، او را كفايت كنى . و اگر حاضر بود، حرمتش را پاس ‍ دارى .
بدون مشورت و همفكرى با او، به تنهايى حكم نكنى و راى ندهى .
مال او را حفظ كنى . در كار سخت يا آسان به او خيانت نكنى . چرا كه دست خداوند تبارك و تعالى بر دو شريك است .
تا زمانى كه به يكديگر خيانت نكنند. ولا قوة الا بالله .

حقوق خانواده از نظر امام سجاد (ع)

۷۵ نظر »

حقوق خانواده
حق مادرت این است که :
بدانى ، او تو را در شکم خود حمل کرد، به گونه اى که هیچ کس بار دیگرى را نکشید.
از ثمره قلب خود، به تو غذایى داد که هیچ کس به کسى ندهد.
با تمام اعضاى خود، در نگهدارى تو کوشید.
در این اندیشه نیست که گرسنه و تشنه بماند، تا تو سیر و سیراب شوى .
بى لباس بماند تا تو را بپوشاند؛ در آفتاب بماند تا تو در سایه باشى ، از خواب خود چشم بپوشد تا تو راحت بخوابى .
از گرما و سرما تو را نگاه داشت ، تا فرزند او باشى .
پس نمى توانى او را شکر گزارى ، مگر به توفیق و یارى و کمک خداوند.
حق پدرت ، آن است که :
بدانى او اصل وجود تو است ، که اگر نمى بود، تو هم نبودى .
پس هر نیکى در خودت دیدى که از آن شگفت زده شدى ، بدان که پدرت ، اصل نعمت بر تو در آن خیر بوده است . پس خدا را به اندازه آن حمد و شکر کن . و نیرویى جز به سبب خدا نیست .
حق فرزندت ، این است که :
بدانى از تو است ، و در دنیاى گذرا، به خیر و شر خود، وابسته تو است . و تو در برابر سرپرستى او مسئولى که او را نیکو ادب نمایى ، به سوى خداى عزوجل راهنمایى کن ، و در طاعت خدا به او کمک رسانى .
پس در کارهاى او بکوش ، مانند کوشیدن کسى که مى داند در نیکى به او پاداش مى گیرد. و اگر با او بدرفتارى کند، عقاب مى شود.
حق برادرت ، این است که :
بدانى دست تو و مایه عزت و قدرت تو است . پس او را سلاحى بر معصیت خدا مگیر، و براى ظلم کردن بر آفریدگان خدا، او را وسیله اى مساز.
و در برابر دشمنش ، یارى او را رها مکن .
و از خیر خواهى نسبت به او دریغ مدار. اگر اوامر خداى تعالى را پیروى کرد، چه بهتر. و اگر چنین نکرد، خدا را گرامى تر از او نزد خودت بدان . و نیرویى جز به سبب خدا نیست

رعايت حقوق معلم و شاگرد

بدون نظر »

حقوق معلم و شاگرد از نظر امام سجاد (ع)
حق كسى كه با علم ، تو را تربيت مى كند. اين است كه ، او را بزرگ بدارى ، وقار محضر او را نگاه دارى .
به كلامش خوب گوش بسپارى .به سوى او رو كنى ، صدايت را بر او بلند نگردانى .
اگر كسى از معلم تو سوالى پرسيد، تو پاسخ ندهى ، تا معلم خود جواب گويد.
در مجلس او، با ديگرى سخن نگويى .
نزد او از ديگران ، غيبت نكنى .
اگر كسى از او، نزد تو بدگويى كرد، حريم او را پاس دارى . زشتى هاى او را بپوشانى . و نيكى هاى او را آشكار كنى .
با دشمن او همنشينى ننمايى ، و دوست او را دشمن ندارى .
چون چنين عمل كنى ، فرشتگان خداى عزوجل به نفع تو گواهى مى دهند، كه تو او را براى خداى عزوجل خواستى . و براى خدا از محضر او كسب علم كردى . نه براى مردم .
و اما حق كسى كه در علم ، زير دست تو است .اين است كه :
بدانى خداى عزوجل ، در علمى كه به تو بخشيده ، تو را قيم بر آنان قرار داده است . و از خزائن خود بر تو گشوده است .
پس اگر در تعليم مردم بكوشى ، و با ايشان بدرفتارى ننمايى . و بر آنان دلتنگ نشوى ؛ خداى از فضل خود، بر تو زياده مى كند.
و اما اگر علم خود را از مردم ، دريغ دارى ، يا با مردم هنگامى كه از تو كسب دانش مى كنند، مهربان نباشى ، بر خداى عزوجل حق است كه علم و نور علم را از تو سلب كند، و جايگاه تو را از دلها پايين بياورد

رعايت حقوق عبادات

بدون نظر »

حقوق عبادت از نظر امام سجاد (ع)
حق نماز، اين است كه :
بدانى راه يافتن به درگاه خداوند عزوجل است ، و تو در حال نماز در پيشگاه خداى عزوجل ايستاده اى ، چون اين را دانستى ، چنان بايستى كه يك بنده ذليل ، كوچك ، مشتاق ، ترسان ، اميدوار، خائف ، بيچاره ، ملتمس ، مى ايستد. در پيشگاه بزرگى ، با آرامش و وقار كه او را بزرگ مى دارد.
آنگاه ، با قلب خود به نماز رو كنى ، و آن را با حدود و حقوق آن ، به پاى دارى .
حق حج ، اين است كه :
بدانى در آن مهمان خداى خودت هستى ، و به سبب آن از گناهانت ، خود به سوى خداى عزوجل مى گريزى . به آن توبه ات پذيرفته است ، و آنچه خداى تعالى بر تو واجب ساخته ، انجام مى دهى .
حق روزه ، اين است كه :
بدانى آن قفلى است كه خداى عزوجل بر زبانت ، گوشت چشمت ، شكمت و شهوتت زده ، تا بدان حجاب تو را از آتش بپوشاند.
اگر روزه را رها كردى ، پرده اى را كه خدا بر تو كشيده دريده اى .
حق صدقه ، اين است كه :
بدانى صدقه ، ذخيره تو نزد پروردگار توست . و امانت توست كه براى آن به گواه گرفتن نياز ندارى .
و سپرده اى را كه در پنهانى به امانت گزارده اى به آن مطمئن ترى ، تا آنچه كه به آشكار امانت مى گزارى .
و بدانى كه اين صدقه در دنيا، بلاها و بيماريها را از تو دفع مى كند. و در آخرت ، آتش دوزخ را از تو دور مى دارد.

رعايت حقوق اعضاى بدن

بدون نظر »

ثابت بن دينار ابوحمزه ثمالى گويد:
امام سجاد عليه السلام فرمود:
حق خداى اكبر، بر تو اين است كه :
او را عبادت كنى و چيزى را شريك او قرار ندهى ، پس اگر تو با اخلاص ، اين عمل را به جاى آورى ، خداوند بر خود چنين قرار داده كه امر دنيا و آخرتت را كفايت كند.
حق جان تو، بر خودت اين است كه :
آن را در طاعت خداوند به كارگيرى .
حق زبان ، گرامى داشتن آن از دشنام و عادت دادنش به خير و ترك ياوه گويى كه فايده اى در آن نباشد. و نيكى با مردم و خوش گفتارى با آنان است .
حق گوش ، منزه داشتن آن از غيبت ، و آنچه كه نبايد بشنوى ،
حق چشم ، اين است كه آن را از محرمات فروبندى . و نگاه كردن با آن را وسيله عبرت قرارى دهى .
حق دستت ، اين است كه آن را به سوى چيزى كه بر تو حلال نيست ، نگشايى .
حق پايت ، اين است كه به سوى محرمات راه نسپارى ، چرا كه با اين پاها بر صراط مى ايستى .
پس بنگر، تا تو را نلغزاند تا در دوزخ افتى .
و حق شكم ، آن است كه آن را ظرفى براى حرام نسازى ، و بيشتر از حد سيرى نخورى