و نيز ابوبصير گويد: پرسيدم از امام صادق (عليه السلام ) درباره گفتار خداى عزوجل كه فرمايد: (سوگند به خورشيد و تابشش ) (سوره شمس ) فرمود: مقصود از خورشيد رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) است كه خداى عزوجل بوسيله او دين را براى مردم روشن كرد، عرض كردم : (و سوگند به ماه وقتى كه از پى آن در آيد) (معنايش چيست )؟ فرمود: مقصود امير المؤ منين (عليه السلام ) است كه از پى رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) آمد، و آن حضرت دانش را بطور كامل در او دميد (چنانچه ماه از خورشيد كسب نور مى كند على (عليه السلام ) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) كسب دانش كرد) گويد: عرض كردم : (و سوگند به شب وقتى كه زمين را فرا گيرد) (تفسيرش چيست ؟) فرمود: آنها پيشوايان ناحق هستند كه از روى خودسرى در برابر خاندان رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) كار خلافت را بدست گرفتند و به مسندى نشستند كه خاندان رسول بدان مسند سزاوارتر از ايشان بودند، پرده تاريكى را با ستم و انحراف خود بر دين خدا پوشاندند و خداوند كار آن را به اين بيان حكايت كرده كه فرمود: (و سوگند به شب وقتى كه زمين را فرا گيرد) گويد: عرض كردم : (سوگند به روز هنگاميكه زمين را روشن كند) (معايش چيست ؟) فرمود: او امام از نژاد فاطمة عليها السلام است كه از دين رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) از او پرسش شود و او آن را براى پرسش كننده روشن و آشكار سازد و خدا عزوجل اين جريان را بدين گفتار حكايت كرده كه فرمود: (سوگند به روز هنگاميكه آن را روشن كند).