مردی خدمت امام باقر علیه ‏السلام آمد و عرض كرد: به من بگو پروردگارت از كی بوده؟ فرمود: وای بر تو، به چیزی كه در زمانی نبوده گویند، از كی بوده، همانا پروردگار من تبارك و تعالی همیشه بوده و زنده است بدون چگونگی، برای او بود شدنیست (جمله (((بود شد))) نسبت به خدا غلط است زیرا این جمله را به كسی گویند كه نباشد و سپس پیدا شود) و بودنش را چگونه بودن نباشد، (زیرا او وجود بحت بسیط است و هیچگونه تركیبی ندارد تا چگونگی داشته باشد) مكانی ندارد، در چیزی نیست و بر چیزی قرار ندارد، و برای منزلت خود مكانی پدید نیاورده، پس از آن كه چیزها را آفرید نیرومند نگشت و از پیش از آنكه چیزی آفریند ناتوان نبود، پیش از آنكه چیزی پدید آورد ترسان نبود، به آنچه در لفظ آید و بخاطر گذرد مانند نیست، پیش از آفریدنش هم از سلطنت جدا نبود و پس از رفتن آفریدگان نیز از آن جدا نباشد همیشه زنده است بدون زندگی جدای از ذاتش، پیش از آنكه چیزی آفریند پادشاه توانا بود و پس از ایجاد جهان هستی پادشاه مقتدر است، برای او چگونگی و مكان و حدی نیست و به وسیله شباهبت به چیزی شناخته نشود،

هر چه بماند پیر نگردد، او از چیزی نترسد بلكه تمام چیزها از ترس او قالب تهی كنند، زنده است بدون زندگی پدید آمده و بود قابل وصفی و چگونگی محدودی و مكانیكه در آن ایستد و مكانی كه مجاور چیزی باشد، بلكه زنده‏ ایست (كه به آثار قدرت و زندگی) شناخته شده و پادشاهی است كه همیشه قدرت و پادشاهی دارد، آنچه را خواست به محض آن كه خواست به مشیت خود پدید آورد، نه محدود است و نه دارای اجزاء وفانی نگردد، او سر آغاز هستی است بدون كیفیت (هر چیز كه آغاز چیز دیگر باشد برای او كیفیتی از آن حاصل شود جز آغاز بودن خداوند) و انجام هستی است بدون مكان (مؤخر بودن هر چیز واقع شدن اوست در مكانی عقب‏ تر از پیشینیان جز ذات باری كه اولیت و آخریتش عین ذات اوست) همه چیز نابود است جز ذات او (زیرا همه چیز به منزله سایه و پرتوی از وجود اوست كه چون از ارتباط و تعلقشان به او صرفنظر شود جز نابودی چیزی نباشند)، آفرینش و فرمان به دست اوست، پر خیر است پروردگار جهانیان، وای بر تو ای سؤال كننده، همانا پروردگار من خاطره‏ ها او را فرا نگیرد و شبهات بر او فرود نیابند و سرگردان نشود (همه چیز نزدش روشن و قطعی است) چیزی به نزدیكی او نرسد، پیش آمدها بر او وارد نشود مسؤل چیزی واقع نگردد و بر چیزی پشیمان نگردد، چرت و خوابش نبرد، هر چه در آسمانها و زمین و میان آنها وزیر خاكست از آن اوست.
اصول کافی جلد 1 باب بودن ومکان روایت 3