نشانه مردانگی و انسانیت

بدون نظر »

از حضرت رضا علیه السلام روایت شده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:

شش چیز از مردانگی و انسانیّت است، سه چیز در حضر و سه چیز در سفر، امّا آن سه که در حضر است: اوّل

تلاوت کتاب خدا (قرآن مجید)، دوم آباد کردن مساجد خدا (به پر کردن جمعیّت در آن جهت عبادت خدا)، و سوم، یافتن دوستانی در راه خدا، و امّا آن سه چیز که در سفر است (عبارتند از) اوّل انفاق از توشه، دوم نیک خلقی، و سوم بذله گوئی در غیر معاصی.

عیون اخبار الرضا

مسلم کسی را بود روزه داشت که درمانده‌ای را دهد نان چاشت

بدون نظر »

به سرهنگ سلطان چنین گفت زن
که خیز ای مبارک در رزق زن
برو تا ز خوانت نصیبی دهند
که فرزندکانت نظر بر رهند
بگفتا بود مطبخ امروز سرد
که سلطان به شب نیت روزه کرد
زن از ناامیدی سر انداخت پیش
همی گفت با خود دل از فاقه ریش
که سلطان از این روزه گویی چه خواست؟
که افطار او عید طفلان ماست
خورنده که خیرش برآید ز دست
به از صائم الدهر دنیا پرست
مسلم کسی را بود روزه داشت
که درمانده‌ای را دهد نان چاشت
وگرنه چه لازم که سعیی بری
ز خود بازگیری و هم خود خوری؟

سعدی

آسایش مومن

بدون نظر »

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩق (ع) فرمودند: «ﺁﺳﺎﻳﺶ ﻣﺆﻣﻦ ﺩﺭ ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺍﺳﺖ: خانه ﻓﺮﺍﺥ ﻛﻪ ﺑﺮﻫﻨﮕﻰ ﻭ ﺑﺪ ﺣﺎﻟﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﻳﺎﻭﺭ ﺍﻭ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﻯ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﻳﺎ ﺯﻧﺎﺷﻮﻳﻰ ﺍز خانه بیرون فرستد خصال صدوق

ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﻰ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ (ع) فرمودند: «ﺍﺯ ﺧﻮﺷﻰ ﻣﺮﺩ ﺁﻥ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﻰ ﻭﻯ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻳﺎﺭﺍﻥ ﻭﻯ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻧﻴﻚ ﺍﻧﺪﻳﺶ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﻰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻳﺎﻭﺭ ﻭﻯ ﺑﺎﺷﻨﺪ».
خصال صدوق

احترام به پدر و مادر

بدون نظر »

بدان ! که پروردگار عزیز و بزرگ ، نیاز تو را به پدر و مادر دانست . از این رو، تو را در نزد آنان گرامی داشت . که نیازی به سفارش کردن درباره تو، به آنان نبود . و پروردگار، بی نیازی آنان را از تو دانست و از این رو، آنان را درباره تو سفارش کرد . و در حدیث آمده است که : (علی بن الحسین ) (ع ) فرزند خویش (زید) را گفت : ای پسرکم ! پروردگار، تو را به من خشنود نساخت . از این رو، مرا به تو سفارش کرد . اما مرا به تو خرسند ساخت و از تو مرا سفارش کرد . پس . – خدا تو را توفیق دهاد! – تفاوت میان این دو را بدان ! و با خرد خویش ، میان این دو فرق بگذار! آنگاه ، بنگر! که خرد روشن تو، لزوم سپاسگزاری ترا به نعمت دهنده ات سفارش می کند و بنگر! که از آدمیان ، کسی هست که بیش از پدر و مادر بر تو حق داشته باشد؟ و کسی هست که بیش از آنان ، در خور سپاس و نیکی تو باشد؟ پس آن را با گرامیداشت و بزرگداشت و فرمانبری و اطاعت ، تا آنگاه که زنده اند، پاسخ بگوی ! و از آنان بخشش بخواه و حق آنان را ادا کن ! و پس از مرگ نیز با دیدار خاکشان دین خویش را ادا کن ! همچنان که دوست داری که فرزندانت ، به روزگار زندگی و پس از مرگت ، با تو چنان کنند .

کشکول شیخ بهایی

سخن حکما

بدون نظر »

آن که به چیزی پست خشنود شود، به دنیا خرسندست .

کسی که از خصومت رو بگرداند، بر ترک آن ، دریغ نمی خورد .

بر درازی روزگار دوستی تکیه مدار! و هر زمان عهد مودت تازه دار! که دوستی طولانی ، چون نو نشود، رنگ کهنگی گیرد

خردمند، با خودکامه رای نزند .

همنشینی ، در کم گویی و زود برخا
آسان ترین کار، به دشمنی پای نهادن است و دشوارترین ، از آن بیرون رفتن .

هر گاه همنشین تو، از کسی به بدی یاد کند، بدان که تو دومینی

از کسی که پایگاه ترا بیش از اندازه بالا برد بپرهیز!

چیره ترین مردم ، پادشاه ستمکار است و زن مسلط بر مرد

چون بر وکیل خویش شک بردی ، خاموش باش . و بر آن چه در دست او داری ، وثیقه بگیر!

گرامی ترین همنشینی ، همنشینی با کسی ست که دعوی ریاست ندارد، و پایگاه آن را دارد .

کشکول شیخ بهایی

عقل ها را داده ایزد اعتداد

بدون نظر »

عقل ها را داده ایزد اعتداد
مختلف اقدار بر حسب مواد
شعله‌ها هریک به حدی منتهی است
مشعلی از شمع جستن، ابلهی است
پس ز هر نفسی، فروغی ممکن است
چون به فعل آید، توانی گفت هست
سعی می‌کن تا به فعل آید تمام
ورنه خواهی بود ناقص، والسلام
سعی و تحصیل است و فکر اعتبار
ترک شغلی کان تو را نبود به کار
برحذر بودن ز طغیان هوا
زانکه افتد عقل از آن در صعبها
عبرتی گیر از چراغی، ای غنی
در غبار ابر، در کم روغنی
هان، تو بگشا چشم عبرت گیر خود
ساز عبرت رهنمای سیر خود
امتیاز آدمی از گاو و خر
هم به فکر و عبرت آمد، ای پسر!
چون شدی بی‌بهره از فکر ای دغل
دان که «کالانعام» باشی، بل أضل
فکر یک ساعت تو را در امر دین
افضل آمد از عبادات سنین
ای خوشا نفسی که عبرت گیر شد
در علاج نفس، با تدبیر شد
تقوی قلب و صلاح واقعی
هم به فکر و عبرت است، ای المعی
ای رمیده طبع تو از ذی صلاح
کرده‌ای خود غیبت نیکان مباح
عالمی، گر پیرو سنت شود
مقصدش زان پیروی، غربت شود
چون رسد وقت نماز، از جا جهد
ترک صحبت داده، شغل از کف نهد
گوئیش: مرد ریاکاری بود
اهل مشرب را به دل باری بود
ور ز قید شرع بینی وا شده
لاابالی گشته، بی‌پروا شده
در عبادت کرده عادت، چون صبی
آخر وقت و اقل واجبی
صحبت هر صنف کافتد اتفاق
باشد اندر وسعت خلقش وفاق
نامیش با مشرب و بی‌ساخته
گوئیش: اصلا ریا نشناخته
بس سبک روح و لطیف و بامزه است
گوئیا، نان و پنیر و خربزه است

انواع نیکی ها

بدون نظر »


یوسف نحوی گفت : دست سه گونه است : دست سفید، دست سبز و دست سیاه . دست سفید: آغاز در کار نیک است و دست سبز: پاداش به کار نیک است و دست سیاه : نیکی همراه با منت است

کشکول شیخ بهایی

چون عمل در تو نیست نادانی

بدون نظر »

دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر

گلستان سعدی

با خلق کرم کن چو خدا با تو کرم کرد

بدون نظر »

موسی علیه السلام قارون را نصیحت کرد که اَحْسَن کما اَحسنَ اللهُ الیک نشنید و عاقبتش شنیدی
خواهی که ممتع شوی از دنیی و عقبی
با خلق کرم کن چو خدا با تو کرم کرد
درخت کرم هر کجا بیخ کرد
گذشت از فلک شاخ و بالای او
شکر خدای کن که موفق شدی به خیر
ز انعام و فضل او نه معطل گذاشتت

گلستان سعدی

نتیجه فروتنی برای صاحب منصبان

بدون نظر »

حدید بن حکیم ازدی گوید: از امام صادق (ع) شنیدم می فرمود:

پرهیزکاری پیشه کنید و دین خودتان را با ورع و پاکدامنی نگهدارید، و با تقیّه و بی نیازی جستن به وسیله پیوند با خدا عزّوجلّ از حاجتمندی به پیش صاحب منصبان دنیا آن را قوّت بخشید، و بدانید که هر کس برای صاحب منصبی یا برای کسی که در دین با او مخالف است فروتنی کند و بدین سبب طالب چیزی از دنیای وی باشد خداوند نام او را از دفتر روزگار محو سازد و به گمنامیش سپارد، و بکیفر این کارش او را دشمن دارد، و او را به آن شخص واگذار نماید، پس اگر چنین شخصی بر چیزی از دنیای وی دست یابد و چیزی از او به دستش برسد خداوند برکت را از آن بکند و بر انفاقی که از آن مال در حج و بنده آزاد کردن و سایر نیکی ها می کند پاداشش ندهد. امالی شیخ مفید